تبلیغات
عاشقانه های من

عاشقانه های من

تابع قوانیین جمهوری اسلامی ایران

خوش امدی میهمان گرامی

سلام دوستان

من فرهاد هستم و ضمن خیرمقدم  وخوش امد گویی به شما بازدیدکنندگان عزیزو ارزوی روزگاری خوش

.شاد و موفق برای تک تک شما و امیدوارم که از این وب سایت خوشتون بیاد وهمیشه در این سایت میزبان شما باشم .دوستان خیلی خوشحال میشم چنانچه پیشنهاد یا انتقادی سازنده را از طرف شما داشته باشم و بتونم در راستای جلب رضایت شما بلاگ تهیه کنم .پس لطفا اگر نظر یا پیشنهاد و انتقادی دارید لطفا

برام پیام بگذارید.مشکرم

اما راجع به وبلاگ بعدی باید عرض کنم کتابی را مدتی است مطالعه میکنم که جملات بسیار بسیار ارزشمند

ازبزرگان و دانشمندان در ان توجه منا جلب کرد و تصمیم به انتشار این جملات از طریق وب سایت کردم

امیدوارم این جملات و سفارشات توجه شمارا هم جلب کنه

اسم این کتاب اندیشه های بشری است که به تالیف و گرد اوری مهندس رحیم عربیان به چاپ رسیده و در سه جلد میباشد

این کتاب هدیه دوستی است که همیشه دوستش دارم و خواهم داشت

 

مشکر از شما دوست عزیزم که  در این چند سطر تحملم کردید  مرررررررررررسی از شما

ضمنا دوستان عزیز من اماده هرگونه پیشنهاد یا انتقاد از طرف شما عزیزان میباشم با سپاس (فرهاد)


دوستان عزیز شما میتوانید ادامه عاشقانه های من را در 



کانال تلگرامshirin_farhad@دنبال کنید


 

این کانال نیاز به حمایت شما سروران دارد


 

تشکر از حضور سبزتان



+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین 1392ساعت 08:39 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

من وتو

من و تو دو تا پرنده .. تو قفس زندونی بودیم 
جای پر زدن نداشتیم .. ولی آسمونی بودیم 

ابر و بارون‌و می‌دیدیم .. اما دنیامون قفس بود 
چشم به دوردستا نداشتیم .. همینم واسه ما بس بود 

اما یک روز اونایی که .. ما رو با هم دوست نداشتن 
تو رو پر دادن و جاتم .. یه دونه آینه گذاشتن 

من خوش‌باور ساده .. فکر می‎کردم رو‌به‌رومی 
گاهی اشتباه می‌کردم .. من کدومم تو کدومی 

با تو زندگی می‌کردم .. قفس تنگ و سیاه‌و 
عشق تو از خاطرم برد ..
عشق پر زدن تا ماه‌و 

اما یک روز باد وحشی .. رویاهام‌و با خودش برد
قفس افتاد و شکست و .. آینه افتاد و ترک خورد

تازه فهمیدم دروغ بود .. دنیایی که ساخته بودم
دردم از اینه که عمری .. خودم‌و نشناخته بودم

تو تو آسمونا بودی .. با پرنده‌های آزاد
من تن‌خسته رو حتا .. یه دفعه یادت نیفتاد

حالا این قفس شکسته .. راه آسمون شده باز
اما تو قفس نشستم .. دیگه یادم رفته
پرواز

شایان جعفرنژاد



+ نوشته شده در جمعه 3 خرداد 1392ساعت 06:56 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

غصه و غم

من خیلی غصه دارم 
هیچ مونسی ندارم
توآسمون ستاره ست
حتی اونم ندارم
تاکی بایدبه دل بگم بساز بساز بسوز بسوز
تاکی بایدبه دل بگم که چشمات وبه در بدوز
تاکی باید گریه کنم از دست کار روزگار
تاکی باید بباره چشمام مثل ابر بهار
کی میگه تنهایی سخت نیست به خدا تنهایی سخته 
الهی بی کس نشینی به خدا بی کسی سخته 
اینم از بخت بد ماست 
رازیم هر چی خدا خواست
ای خدا برس به دادم 
ای خدا تنهایی سخته 



+ نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت 1392ساعت 10:00 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

برایم فاتحه بخوان

 

بر تمام قبر های این شهر

بوسه بزن

شاید به یاد بیاوری

کجا مرا جا گذاشتی...

من در تنها ترین قبر این شهر خفته ام

صدای کلاغها را می شنوی؟

دارند برایم فاتحه می خوانند.....!!



+ نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت 1392ساعت 09:57 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

اس ام اس روز پدر


پدرم : منی که پدر شده ام می دانم چه رنجهایی برای من کشیدی. من می دانم که با چه
سختی هایی نیازهای من را بر طرف کردی ، پدرم قسم به تمام روزهای سرد و گرم که
برایم زحمت کشیدی دوستت دارم و خیالت برایم تکیه گاه است ، روزت مبارک . . .

ادامه مطالب کلیک کنید

منبع میهن دانلود


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت 1392ساعت 01:24 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

بهونه ماندم مراقب خودت باش

سلام مــاه مــن !

 

دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان

 

 

اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود …!

 

گفتم بیایم سراغ ِ خودت ..

 

احوال مهتابیت چطور است ؟!

 

چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟!

 

چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟!

 

چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو ؟!

 

 

چقدر نیامده انتظار خبــر دارم ؟!

 

 

چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است !


 

 

راستی ، باز هم آســمان دلت ابری است یا !

 

 

می دانم ، تحملم مشکل است . اما خُب چه کنم؟!

 

 

یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شود 

 

 

 

. هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد !

 

 

تو فقط ماه من بمون و باش !

 

 

ماه من !

 

 

مراقب خاطراتمان ، روزهای با هم بودنمان ..

 

 

 

 

 خلاصه کنم بهونه موندنم مراقب خودمون باش !



+ نوشته شده در پنجشنبه 26 اردیبهشت 1392ساعت 03:02 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

زن یعنی عشق

زن یعنی نـاز ... مرد یعنی نیــاز ..


مرد یعنی غرور، زن یعنی شکست غرور ...


مرد یعنی باید ، زن یعنی شاید .

..
مرد یعنی بودن ، زن یعنی فنا ...


مرد یعنی دیدن ، زن یعنی چشم فرو بستن ..

.
مرد یعنی دم، زن یعنی باز دم...


مرد یعنی منطق ،زن یعنی احساس...

مرد یعنی حکومت ،زن یعنی اطاعت ...

مرد یعنی سخاوت ،زن یعنی صداقت...
مرد یعنی رهایی،زن یعنی تسلیم ...


مرد یعنی شرافت،زن یعنی نجابت...


مرد یعنی خشونت ،زن یعنی لطافت...

مرد یعنی غیرت ، زن یعنی عزت ...

مرد یعنی من،زن یعنی ما...

 

مرد یعنی صلابت،زن یعنی قداست .

مرد یعنی پیمودن ، زن یعنی صبوری...


مرد یعنی اکنون،زن یعنی فردا...

مرد یعنی ساختن ،زن یعنی سوختن...

مرد یعنی دلدار ،زن یعنی دلداده...

مرد یعنی خواستن ،زن یعنی کاستن .

مرد یعنی ربودن،زن یعنی کشش ...

مرد یعنی بیارام ،زن یعنی بیاسای...

مرد یعنی یک جرعه هوس، زن یعنی جام لبریز نفس...

مرد یعنی سالار ، زن یعنی ره سپرده به دامان یار...

مرد یعنی نیمی از وجود ، زن یعنی نیمه دیگر ...

و اما با اینهمه معانی بی انتهای دشت آشنایی ،

مرد یعنی انسان یعنی دریای احساس یعنی دوست داشتن جاودانه

یعنی تکیه گاه وجود یعنی آرامترین خلقت ..

و زن یعنی آرامگاه خلقت یعنی از سر تا پای ایثار

و مرد یعنی واژه ی غیرت و مردانگی یعنی هستن ..شدن و گشتن

و زن یعنی مهر و وفای بی کرانه یعنی انس و صفای خالصانه

یعنی امید بخش روزهای آینده یعنی همراه و همدم تنهایی ها و غربت

و همسفر راه پررمزو راز زندگی و

و مرد یعنی تنها یک واژه و آنهم مرد ...

و زن یعنی تنها یک واژه و آنهم

(منبع میهن دانلود ارسال از ساناز)

عشـق...


+ نوشته شده در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1392ساعت 07:36 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را

به عمق آبی دریا می دوخت

و شعرهای قشنگی

چون پرواز پرنده ها می خواند

دلم برای کسی تنگ است

کسی که خالی وجودم را از خود پر می کرد

و پری دلم را با وجود خود خالی

دلم برای کسی تنگ است

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

دلم برای کسی تنگ است

که بیاید

و به هر رفتنی پایان دهد

دلم برای کسی تنگ است

که آمد

رفت

و پایان داد

کسی

کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود



+ نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت 1392ساعت 01:50 ق.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

دلتنگم

 

 



+ نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت 1392ساعت 01:47 ق.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

دلم برات تنگ شده.......


دلم برات تنگ شده.....اما من...من میتونم این دوری رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نمیكنم ...... میدونی چرا؟؟ آخه... جای نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام میتونم استشمام كنم....رد احساست روی دلم جا مونده ... میتونم تپشهای قلبت رو بشمارم...........چشمای بیقرارت هنوزم دارن باهام حرف میزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نیستی؟؟چطور بگم با من نیستی؟؟آره!خودت میدونی....میدونی كه همیشه با منی....میدونی كه تو،توی لحظه لحظه های من جاری هستی....آخه...تو،توی قلب منی...آره!تو قلب من....برای همینه كه همیشه با منی...برای همینه كه حتی یه لحظه هم ازم دور نیستی...برای همینه كه میتونم دوریت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ میشه...هر وقت حس میكنم دیگه طاقت ندارم....دیگه نمیتونم تحمل كنم...دستامو میذارم رو صورتم و یه نفس عمیق میكشم....دستامو كه بو میكنم مست میشم...مست از عطر ت. صدای مهربونت رو میشنوم ...و آخر همهء اینها...به یه چیز میرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگیم بر طرف میشه...اونوقت تو رو نزدیكتر از همیشه حس میكنم....اونوقت دیگه تنها نیستم
حالا من این تنهایی رو خیلی خیلی دوسش دارم.. به این تنهایی دل بستم...حالا میدونم كه این تنهایی خالی نیست...پر از یاد عشقه.. پر از اشكهای گرم عاشقونه ...


+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت 1392ساعت 01:38 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

عشق های دروغین



خدایا...


باز هم به خودم ظلم کردم
 


وقتی باور کردم ماه آسمان
 
 
 شب تار کسی هستم...
 


 
وقتی که خورشید زندگی اش
 
 
 هنوز طلوع نکرده ...
 

 

 
 
چرا باور کردم چیزی بیش از دوست داشتن
 
 
 عادی هم میتواند
 
 
 
 وجود داشته باشد ...

 

نه... نه... نه....


 
عشق وجود ندارد...
 


هرچه است یک دوست داشتن
 
 
 عادی است ..
.

 
کاملا عادی..
.


همانقدر که یک بچه عروسکش را
 
 
 دوست میدارد قبل از آنکه
 
 
 
 عروسک بزرگتر و قشنگتری هدیه بگیرد...


 
آهای ...
 


دختران حوا ... ..
.


 
 
حواسمان باشد فقط عروسکیم ... و
 


تا وقتی عزیزترین که عروسک زیباتری به
 
 
 میدان نیامده باشد...
.

 
آهای...

 

دختران حوا ..
.


 
عشق کسی را باور نکنید...
 


 
همه این حرفا دروغه... دروغه... دروغه....
 


 
از من گفتن بود!
 
 


+ نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت 1392ساعت 01:14 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

شادی و غم

گفتم خدایا سوالی دارم

گفت: بپرس

پرسیدم چرا وقتی شادم همه با من میخندند ولی

وقتی ناراحتم کسی با من نمیگرید؟!

جواب داد:

شادی را برای جمع کردن دوست آفریده ام ولی

غم را برای انتخاب بهترین دوست


+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت 1392ساعت 08:39 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

سخن بزرگان

پدرم گفت :
مردم ۲ نوع هستند
بخشنده و گیرنده
گیرنده ها بهتر میخورند
اما بخشندگان بهتر میخوابند
(توماس مارلو)
.
.
کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند ، ویترین فروشگاه شعور شماست
.
.
یک انسان منفی به دنبال مشکل است در هر فرصت
و یک انسان مثبت به دنبال فرصت است در هر مشکل
.
.
از فشار زندگی نترسید
به یاد داشته باشید
فشار ، توده زغال سنگ را به الماس تبدیل میکند
.
.
همیشه اشتباهات هنگام وقوع دردناک هستند
اما سالها بعد مجموعه ای از اشتباهات همراه شماست
که شما را به موفقیت میرساند
.
.
وقتی با مشکلات روبرو میشویم ، به خدا میگوییم چرا من ؟
اما زمانی که خوشحالی به ما روی میآورد ، صحبتی از خدا نیست
یاد بگیریم که در هر وضعیت بگوییم ” بله خدا ! خود من”
.
.
رسم زمانه است
اگر نرم باشی تو را له میکنند
اگر خشک باشی تو را میشکنند
.
.
نیازی به انتقام نیست. فقط منتظر بمان
آن ها که آزارت می دهند، سرانجام به خود آسیب می زنند و اگر بخت مدد کند
خداوند اجازه می دهد تماشاگرشان باشی
.
.
ممکن است به آرامی راه بروم اما هیچگاه به عقب راه نخوام رفت
مگر زمانی که خود را آماده پرش طول ببینم
(کارل لوئیس)
.
.
آیا دوست دارید برای صلح جهانی کاری انجام دهید ؟
به خانه بروید و به خانوادتان عشق بورزید
(مادر ترزا)
.
.
یک نقطه کوچک می تواند یک جمله بزرگ را متوقف کند
اما آیا چند نقطه می تواند تداوم بدهد ؟
.
.
هرگز در مسیر پیموده شده گام بر ندارید
زیرا این راه تنهاشما را به جایی میرساند که دیگران رسیده اند
(گراهام بل)
.
.
خوب یا بد
مکالمه شما ، تبلیغات شماست
هر زمان که شما دهان خود را باز میکنید
اجازه خواهید داد که افراد ذهن شما را ببینند
(بروس بارتن)
.
.
هیچکس قفل بدون کلید نمیسازد
بنابراین خدا مشکلات را بدون راه حل قرار نداده
پس با مشکلات خود ، با اعتماد به نفس بالا برخورد کنید
.
.
همه نگران این هستند که بچه هایشان به حرف آنها گوش نمیدهند
اما نگرانی مهمتر این است که بچه ها همیشه به تماشای شما مینشینند
.
.
شخصیت مانند درخت و شهرت مانند سایه است
سایه چیزی است که ما فکر میکنیم ، درخت چیزی است که واقعی است
(آبراهام لینکلن)
.
.
یک “حقیقت مضر” همیشه بهتر از یک “دروغ مفید” است
(اریک بولتون)
.
.
در مبارزه بین موج و صخره در ساحل دریا موج همیشه برنده خواهد شد
نه از طریق قدرت ، بلکه به خاطر تداوم
.
.
هرگاه کار سختی باید انجام شود
آن را به تنبل ترین فرد واگذار میکنم
چون آسان ترین راه را برای انجام آن پیدا میکند
(کرایسلر)
.
.
تظاهر به خوشبختی دردناکتر از تحمل بدبختی است
.
.
کلمات قدرت آزار دادن شما را ندارند مگر آنکه گوینده ی کلمات برایتان بسیار عزیز باشد
.
.
هرگز توان گروه های وسیع آدم های احمق را دست کم نگیر
.
.
برای نابود کردن یک فرهنگ
نیازی نیست کتابها را سوزاند
کافیست کاری کنید مردم آنها را نخوانند
.
.
فقط یک بار جوان هستی. اما می توانی برای همه عمر خام بمانی
.
.
همیشه به خاطر داشته باش:
کسی در جایی به خاطر وجود تو خوشبخت است



+ نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت 1392ساعت 02:28 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

کجا رفت

شیشه نازک احساس مرا دست نزن !

چندشم می شود از لک انگشت دروغ

آن که میگفت که احساس مرا میفهمد…

کو کجا رفت؟که احساس مرا خوب فروخت!!!



+ نوشته شده در جمعه 20 اردیبهشت 1392ساعت 01:32 ق.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

زن رو دوست داشته باش

زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسش کرد


حتی وقتی آرایش نداره،


موهای دست و پاش یه کم در اومده


دو روز وقت نکرده ابروهاشو برداره


وقتـــی لباس تو رو پوشیده


و خودشو گوله کرده تو تخت


تو جای خالی تو که هنوز گرمای تنتو داره


که سرشو فرو کرده تو بالشت


که بوی تنتو با لذت


با هر نفسش بکشه توی ریه هاش


زن رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت


و با همه شلختگی ظاهریش عاشقاااااانه بوسش کرد


تا احساس امنیت کنه


که مردش همه جوره دوسش داره...


+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392ساعت 03:07 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

سیاه مشق

هر کسی هم­ رزمی, هم­ خشمی, هم­ رنجی دارد

هر کسی هم ­بزمی, هم دستی, هم­ گنجی دارد

آن­که با تو, با تو هم­ رزم است, می­ خواهد با تو پیروز شود بر دشمن

آن­که با تو هم­ خشم است, می­ خواهد با تو فریاد کند حق با ماست

آن­که با تو هم­ رنج است, می­ داند چه کسی رنج تو را می­ خواهد

آن­که اما نیستی هم­ بزمش, خون فرزند تو را می­ نوشد

آن­که اما نیستی هم دستش, پشت پا می­ زندت, تا بیفتی از پا, تا بماند

بالادست

آن­که اما نیستی هم­ گنجش, می­ گوید رنج تو گنج من است

 

تو اگر تن خسته, من آبادم, تو اگر پابسته, من آزادم

آن­که هم­ گنج تو باشد اما می­ پرسد, رنج نو گنج چه­ کس باید باشد جز تو؟

رنج ما گنج که می­ باید باشد جز ما؟

تو سلاحی ساخت از غرور و کینه و به هم­ رزمت خواهی گفت

رزممان پاینده، خشممان سوزنده، گنجمان آینده

 

در شام سبز یک بهار

از سفره­ های خالی دهقانان گسترده بر اسارت دلگیر روستاه، از قلب خوشه

گندم در مطلع تغزّل باران طلوع خواهی کرد

و دهکده آواز خشم را با تو دوباره خواهد خواند

 

در صبح زرد یک زمستان

از بغض پرصلابت انبوه کارگر گُل­ کرده در حماسه چرخ و بُراده و آهن در

کارخانه­ ها،

از دست­ های ماهر انسان در خلق سربلندی دنیا، طلوع خواهی کرد و

کارخانه آواز خشم را، با تو دوباره خواهد خواند

 

در ظهر سرخ یک تابستان

از سنگر شریف شکفتن، در شطّ داس ­ها و حکم ­ها,  کتاب­ ها و دست­ ها,

تفنگ­ ها طلوع خواهی کرد،

طلوع خواهی کرد و شهر آواز خشم را با تو دوباره خواهد خواند

 

در عصر خونی یک پاییز طلوع خواهی کرد

از دهکده­ ها و کارخانه­ ها, از خانه ­ها طلوع خواهی کرد, طلوع خواهی کرد

 

هر برادر تنی, اگر گرسنه نیست با تو که گرسنه ای, با تو که گرسنه ی

خصم خانگی است،

هر غریبة گرسنه با گرسنه­ ها ولی برادر است

هر برادری که خواب می­ کند تو را و نان خویش می­خورد, یار دشمنان توست

در نبرد ما گرسنه را گرسنه یاور است

 

با شهیدزاده­ ای بر پشت، با شهید نطفه ­ای در شکم

پر کینه، پر خشم

زن روستایی ایستاده بر نعش مرد شهیدش در عبور سربازان

 

باری اگرچه ما رنج برده­ ایم, ما زخم خورده­ ایم, ما تا رسیدن بی­مرگیِ امید ,

هر روز مرده­ ایم

ما با چراغ کینه شب را شناختیم

با اسب سرخ حادثه تا قلب بی­ طپش مرگ تاختیم

ما تا شکفتن انسان, ما تا دمیدن فریاد, ما تا رسیدن خورشید زنده­ ایم

باری اگرچه, اگرچه …

 

سکوت کن

سکوت کن با یاد آن­که در سپیده جان سپرد

سکوت کن, سکوت کن به یاد آن­که با امید خلق مُرد

سکوت کن به یاد خشم آن شهید سربلند

سکوت کن به یاد آن­که عاشقانه زخم خورد

 

تو از سکوت اگر به خشم می­رسی سکوت کن

گریه مادر صدای جان سپردن بود که در دهلیز می­ پیچید

گریه مادر صدای سرد مردن بود که در پاییر می­ پیچید

برادر گفت حدیث گرگ و انسان است

برادر گفت حدیث دشنه و جان است

تنم لرزید، دلم را خشم و خون پر کرد

برادر گفت برادر مرد میدان است، برادر اسب خود زین کرد، برادر زد به

کوهستان

سلام ای خشم روزافزون

خداحافظ برادرجان

هجوم باد و باران بود و پاییزی که خونین بود

برادر خشمیِ خون پدر بر خانه زین بود

برادر رو به فتح شب

مؤذّن بر فراز بام

پدر در خون خود خفته

سپیده می­ دمید آرام

 

باغبان پیر گریان شبیخون خورده گفت

بی تو ای غنچه گل سرخ شهید

همه گل­ هایم گلِ حسرت شده­ اند و نسیم بوی بی­ باوری و تسلیم , بوی تن



+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392ساعت 03:05 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

.: تعداد کل صفحات 7 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ]