تبلیغات
عاشقانه های من

عاشقانه های من

تابع قوانیین جمهوری اسلامی ایران

خوش امدی میهمان گرامی

سلام دوستان

من فرهاد هستم و ضمن خیرمقدم  وخوش امد گویی به شما بازدیدکنندگان عزیزو ارزوی روزگاری خوش

.شاد و موفق برای تک تک شما و امیدوارم که از این وب سایت خوشتون بیاد وهمیشه در این سایت میزبان شما باشم .دوستان خیلی خوشحال میشم چنانچه پیشنهاد یا انتقادی سازنده را از طرف شما داشته باشم و بتونم در راستای جلب رضایت شما بلاگ تهیه کنم .پس لطفا اگر نظر یا پیشنهاد و انتقادی دارید لطفا

برام پیام بگذارید.مشکرم

اما راجع به وبلاگ بعدی باید عرض کنم کتابی را مدتی است مطالعه میکنم که جملات بسیار بسیار ارزشمند

ازبزرگان و دانشمندان در ان توجه منا جلب کرد و تصمیم به انتشار این جملات از طریق وب سایت کردم

امیدوارم این جملات و سفارشات توجه شمارا هم جلب کنه

اسم این کتاب اندیشه های بشری است که به تالیف و گرد اوری مهندس رحیم عربیان به چاپ رسیده و در سه جلد میباشد

این کتاب هدیه دوستی است که همیشه دوستش دارم و خواهم داشت

 

مشکر از شما دوست عزیزم که  در این چند سطر تحملم کردید  مرررررررررررسی از شما

ضمنا دوستان عزیز من اماده هرگونه پیشنهاد یا انتقاد از طرف شما عزیزان میباشم با سپاس (فرهاد)


دوستان عزیز شما میتوانید ادامه عاشقانه های من را در 



کانال تلگرامshirin_farhad@دنبال کنید


 

این کانال نیاز به حمایت شما سروران دارد


 

تشکر از حضور سبزتان



+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین 1392ساعت 08:39 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

سفره خالی

یاد دارم در غروبی سرد سرد

می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد

داد می زد : کهنه قالی می خرم

دسته دوم جنس عالی می خرم

کاسه و ظرف سفالی می خرم

گر نداری کوزه خالی می خرم

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی کشید بغضش شکست

اول ماه است و نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟

بوی نان تازه هوشش برده بود

اتفاقا مادرم هم روزه بود

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت اقا سفره خالی می خرید...؟



+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392ساعت 03:02 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

بی دلیل


نامه هایم را برای پاره کردن نوشته ام
میتوانی بسوزانیش.
حرف هایم را بی دلیل گفته ام
میتوانی فراموششان کنی.
ولی عشقم را از صمیم قلب بخشیده ام
نمیتوانی دوستم نداشته باشی!!!!!!!!



+ نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت 1392ساعت 01:17 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

اس ام اس های جدید با موضوع بی وفایی

تو را چه به فرهاد؟ یک فرهاد بود و یک بیستون عاشقی! تو همین یک وجب دیوار را بردار من باورت میکنم





من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست
رفتنت ممکن شد…
باورش ممکن نیست!
ادامه مطالب
 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392ساعت 11:58 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

اس ام اس تبریک روز معلم




اندیشه ام از تو سبز و آباد شده
از جهل وغم این فکرتم آزاد شده
در مکتب پاک و شاد استاد ببین
غم رفته زجانم ودلم شاد شده



در مکتب تو همیشه شاگردم من
دور از رخ تو همیشه پر دردم من
در فصل بهار و روز استاد ببین
بی نور معلم این چنین زردم من
آموزش عشقم از همین مکتب توست
اندوخته ی سوادم از این لب توست
گفتم که مریضم و بیا بستر من
چون عامل دردم این غم و این تب توست


ادامه مطالب

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392ساعت 11:46 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

من باختم

اگه از یاد تو رفتم... اگه از یاد تو رفتم اگه رفتی تو زدستم

 

اگه یاد دیگرونی ...من هنوز عاشقت

 هستم با وجود اینكه گفتی ...دیگه قهری تا قیامت

 

با تموم سادگی هام/ گفتم اما.... به سلامت

 شاید این خوابه كه دیدم ...هر چه حرف از تو شنیدم

 

 قلب ناباور من گفت من به

 عشقم....نرسیدم! پیش از این نگفته بودی ...

 

 غیر من كسی رو داری توی گریه توی شادی

 

 

….سر رو شونه هاش بذاری تو رو می بخشم

 

و هرگز دیگه یادت نمی افتم.... برو زیبای

 

 

 عزیزم ... تو گرونی ... من چه مفتم

 



+ نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت 1392ساعت 05:26 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

عاشقانه های من

روزهای انتظار 




چه عاشقانه مرا می شکند...


و تو چه سرد از من عبور می کنی


یک شب مه گرفته


و حرفهایی تلخ ...


که از اعماق تنهایی بیرون می آید


دستم را بگیر ،من به بودن تو نیاز دارم


نیمه گمشده ام نیستی...


که با نیمه دیگر به جست و جویت برخیزم


که تو تمام گمشده منی ...


تمام گمشده من...!


+ نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت 1392ساعت 05:22 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

عاشقانه های من

جنس مخالف ، برای رفع هوس های زود گذر نیست...
برای لذت بردن از با هم بودنه.!به سلامتی همه اونایی که... عشق رو با هوس اشتباه نمیگیرن...!!
فرشته ها بی حجابند، برای پاک بودن هیچ نیازی به پوشاندن نیست, حجب و حیا ذاتیست...به سلامتی اوونایی كه ذاتشون درسته

ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه 10 اردیبهشت 1392ساعت 05:19 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

باور

  1. بس شنیدم داستان بی کسی بس شنیدم
  2.  
  3. قصه دلواپسی
  4.  
  5. قصه عشق از زبان هرکسی گفته اند از نی
  6.  
  7.  
  8. حکایتها بسی
  9.  
  10. حال بشنو از من این افسانه را داستان این دل
  11.  
  12. دیوانه را
  13.  
  14. چشمهایش بویی از نیرنگ داشت .دل دریغاسینه ای
  15.  
  16. از سنگ
  17.  
  18.  
  19. داشت
  20.  
  21. بادلم انگارقصد جنگ داشت .گویی با من نشستن
  22.  
  23.  ننگ داشت
  24.  
  25. عاشقم من بحث هیچ انکار نیست .لیک با عاشق
  26.  
  27.  
  28. نشستن عار
  29.  
  30. نیست
  31.  
  32.  
  33. کار اوآتش زدن.من سوختن .دردل شب چشم
  34.  
  35. بردردوختن
  36.  
  37. من خریدن ناز و او نفروختن باز آتش در
  38.  
  39. دلم افروختن
  40.  
  41. سوختن در عشق را از برشدیم آتشی بودیم و
  42.  
  43. خاکستر شدیم
  44.  
  45. از غم این عشق مردن باک نیست خون دل هرلحظه
  46.  
  47. خوردن باک
  48.  
  49. نیست
  50.  
  51. آه میترسم شبی رسوا شوم بدترازرسوائیم
  52.  
  53. تنهاشوم
  54.  
  55. وای از این صید واز ان کمند پیش رویم خنده و
  56.  
  57. پشتم پوز خند
  58.  
  59. بر چنین نامهربانی دل مبند!!!دوستان گفتند و
  60.  
  61. دل نشنید پند
  62.  
  63. خانه ای ویرانتر از ویرانه ام
  64.  
  65. من حقیقت نیستم افسانه ام
  66.  
  67. گرچه سوزد پر ولی پروانه ام
  68.  
  69. فاش میگویم که من دیوانه ام
  70.  
  71. تا به کی اخر چنین دیوانگی؟؟
  72.  
  73. پیله گی بهتراز پروانه گیست
  74.  
  75. گفتمش آرام جانی؟گفت نه گفتمش شیرین زبانی؟
  76.  
  77. گفت نه
  78.  
  79. گفتمش نامهربانی؟گفت نه میشودیکشب بمانی؟؟
  80.  
  81. گفت نه
  82.  
  83. دل شبی دورازخیالش سر نکرد گفتمش افسوس
  84.  
  85.  او باور نکرد
  86.  
  87. خودنمیدانم خدایا چیستم یکنفربامن
  88.  
  89.  بگویید کیستم؟
  90.  
  91. بس کشیدم آه از دل بردنش آه اگر آهم
  92.  
  93. بگیرد دامنش
  94.  
  95. با تمام بی کسی ها ساختم وای برمن
  96.  
  97. ساده بودم باختم
  98.  
  99. دل سپردن دست او دیوانگیست آه غیرازمن
  100.  
  101. کسی دیوانه نیست
  102.  
  103. گریه کردن تا سحر کار من است شاهد من
  104.  
  105. چشم بیمار من است
  106.  
  107. فکر میکردم که او یار من است .نه..فقط
  108.  
  109. در فکر ازارمن است
  110.  
  111. نیتش از عشق تنها خواهش است دوستت
  112.  
  113. دارم دروغی فاحش
  114.  
  115. است
  116.  
  117.  
  118. یکشب امدزیرو رویم کرد ورفت بغض تلخی در
  119.  
  120.  
  121. گلویم کرد و رفت
  122.  
  123.  
  124. مذهب او هرچه باداباد بود خوشبحالش
  125.  
  126.  
  127. اینقدر آزاد بود
  128.  
  129.  
  130. بی نیاز از مستی می شاد بود چشمهایش مست
  131.  
  132.  
  133. مادر زاد بود
  134.  
  135.  
  136. یک شبه از عمر سیرم کرد و رفت
  137.  
  138.  
  139. من جوان بودم پیرم کرد و رفت

 

عاشقانه های من (فرهاد)

 

 

www.farhad1829



+ نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت 1392ساعت 11:07 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

بهترین باش

 

اگرنمی توانی بلوطی بر فراز تپه ای باشی
بوته ای در دامنه ای باش ولی بهترین بوته ای باش

که در کناره راه می روید (( اگر نمی توانی درخت باشی ،
بوته باش ))

اگر نمی توانی بوته ای باشی، علف کوچکی باش
و چشم انداز کنار شاه راهی را شادمانه تر کن
اگر نمی توانی نهنگ باشی، فقط یک ماهی کوچک باش
-
ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه!

همه ما را که ناخدا نمی کنند، ملوان هم می توان بود
در این دنیا برای همه ما کاری هست کارهای بزرگ و کارهای کمی
کوچکتر و آنچه که وظیفه ماست ، چندان دور از دسترس نیست

اگرنمی توانی شاه راه باشی ، کوره راه باش
اگر نمی توانی خورشید باشی، ستاره باش
با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند
هر آنچه که هستی، بهترینش باش



+ نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت 1392ساعت 10:17 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

تصاویر عاشقانه

cloob.comمنبع تصاویر سایت زیبای اوازک و پیچک



+ نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت 1392ساعت 10:05 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

لبریز از عشق


در آغوش توام ، آرام تر از همیشه ، و ای کاش میشد که همیشه اینجا بمانم، آغوشت را آخرین سرپناه خودم بدانم، اگر عمری باقی نمانده ، در آغوش تو بمیرمهمینجا میمانم ، همینجا تمام حرفهای دلت را میخوانم، و همینجاست که میدانم مرا دوست داری ،خیالم راحت است هیچگاه تنهایم نمیگذاری
میروم به اعماق خاطره هایمان ، چه صبری داد به ما عشقمانگذشتیم با هم از سردی لحظه ها ، رسیدیم به آخر خط همه غمها ، رها شدیم از هر چه غصه بود ، آخر سر شدیم یکی از شیرین ترین قصه ها!
در آغوش توام ، رفته ام به رویاهایم ، خواب نمانده ام از این احساسم ، در این خواب و بیداری ، لذت در کنار تو بودن را درک میکنم ،هیچگاه این سرپناه گرم را ترک نمیکنم ، من از عشق نگاه تو خیره شده ام به چشمانت ، هیچگاه برای دیدنت لحظه ای را از دست نمیدهم!
مرا بگیر و رهایم نکن ، اگر هم خواستم ناخواسته لحظه ای پرواز کنم ، مرا پر پر کن، من به عشقمان شک ندارم ، من که جز تو کسی را ندارم ،پس اسیرم کن تا همیشه ، این لحظه هیچگاه بهانه ای نمیشود از اینکه زندانم در قلب مهربان تو!
لبریز از عشقم ، خالی از هر نیازی ، به سوی آنچه که آرزویش را دارم ، به سوی تو می آیم که تنها آرزوی منی !
رو به سرچشمه روشنی ها ، دنیای من تاریک میشود اگر نباشیدر آغوش توام ، شعر با تو بودن را برایت میخوانم ، شعری که با من و تو آغاز میشود، من و تو یک روز با هم میرویم اما شعر با تو بودن هیچگاه تمام نمیشود!
.



+ نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت 1392ساعت 09:48 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

سخن بزرگان (سری اول)

سلام دوستان گلم

همانطور که قول داده بودم گزیده هایی از کتاب ارزشمند و پر محتوای اندیشهای بشری را براتون گذاشتم که به علت زیاد بودن مطالب

انهارا به چند بخش تقسیم کردم که شما عزیزانم را خسته نکنم بنابراین خواهش میکنم اگر از سری اول این مطالب خوشتون اومد با ایجاد نظر یا پیام به من اطلاع بدید تا سری های دوم و سوم و الا اخر را هم براتون بگذارم ....

ممنونم از شما دوستتون دارم .(فرهاد)

به توانایی خویش اعتماد داشتن نیمی از کامیابیست

(روسو)

بدترین کلمات نمیدانم نمیتوانم و نمیشود است

(ناپلئون)

پنج در صد نبوغ از الهام نشات میگیرد. نودوپنج درصددیگرش به امادگی بستگی دارد

(ادیسون)

اگر کسی بتواند از قوا و تواناییهای دیگران استفاده کند دولتمند است

(امرسون)

هرکس توان دیدن زیبایی را حفظ کند هرگز پیر نیست

(کافکا)

توان زندگی به چگونه نگریستن ما به زندگی بستگی دارد

(جبران خلیل جبران)

قدرت در ملایمت نمایان میشود

(وو وی)

تمام افراد غیر منطقی اطرافت قدرتشان را از واکنش تو میگیرند

(ویسکات)

دارایی یعنی .سلامتی.شادمانی . نعمت. اینده نیک. عشق و محبت .همفکری.

یادگیری. دانستن هدف . فرصت . لذت و تعادل . و در اخر ثروت

(بیکن)

اگر دیگران بتوانند مرا به خشم در اورند میتوانند بر من تسلط یابند .

چرا باید به دیگران چنین قدرتی بدهم که زندگی مرا زیر تاثیر بگیرند

(بنجامین )

مردم تنها نیازهای خود را مورد ملاحظه قرار داده و نسبت به تواناییهای

خود بی اعتنا هستند

(ناپلئون)

وقتی در خانه عشق باشد ترجمان قدرت در محل کار است

(جان کری)

ما ساخته و پرداخته شده شرایط و موقعیتها نیستیم .بلکه سازنده انهاییم

(بنیامین دیزرائیلی)

کسی به راستی خوبست که با همه ی انهایی که به نظر بد می ایند خوب باشد

(خلیل جبران)

افراد ناتوان هرگز نمیتوانند عفو کنند.عفو و ببخشش خصلت افراد قوی و تواناست

(مهاتما گاندی)

اگر کسی انچه را که دارد به عنوان بزرگترین ثروت خود له شمار نیاورد خوشبخت نیست

حتی اگر فرمانروای کل جهان باشد

(ایپکور)

کسی را که امید وار است نا امید نکن شاید امید تنها دارایی او باشد

(جکسون براون)

کسی که به امید شانس نشسته است سالهاست که مرده است

ضرب المثل فرانسوی

امید دارویی ست که شفا نمیدهد اما درد را قابل تحمل میکند

مارسل آشار)

من تمام توفیقهای خود را مرهون امیدهایی هستم که در دوران جوانی در قلب خود پرورش میدادم

ناپلئون))

 

 



+ نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392ساعت 03:04 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

گفتگوی من با خدا

در رویاهایم دیدم كه با خدا گفتگو میكنم.
خدا پرسید : " پس تو میخواهی با من گفتگو كنی ؟ "
من در پاسخش گفتم :" اگر وقت دارید . "
خدا خندید : " وقت من بی نهایت است..... در ذهنت چیست كه میخواهی از من بپرسی ؟ "
پرسیدم : " چه چیز بشر شما را سخت متعجب میسازد ؟ "
خدا پاسخ داد : " كودكی شان . اینكه آنها از كودكی شان خسته میشوند ،عجله دارند كه بزرگ شوند ، وبعد دوباره پس از مدتها ، آرزو میكنند كه كودك باشند....... اینكه آنها سلامتی خود را از دست میدهند تا پول بدست آورند و بعد پولشان را از دست میدهند تا دوباره سلامتی خود را بدست آورند . اینكه با اضطراب به آینده مینگرند و حال را فراموش میكنند و بنابراین نه در حال ، زندگی میكنند نه در آینده . اینكه آنها به گونه ای زندگی میكنند كه گویی هرگز نمی میرند ، و به گونه ای میمیرند كه گویی هرگز زندگی نكرده اند ."
دستهای خدا دستانم را گرفت برای مدتی سكوت كردیم و من دوباره پرسیدم : " به عنوان یك پدر ، می خواهی كدام درسهای زندگی را فرزندانت بیاموزند ؟ "
او گفت : " بیاموزند كه آنها نمیتوانند كسی را وادار كنند كه عاشقشان باشد ، همه كاری كه آنها میتوانند بكنند این است كه اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند . بیاموزند كه درست نیست خودشان را با دیگری مقایسه كنند ، بیاموزند كه فقط چند ثانیه طول می كشد تا زخمهای عمیقی در آنان كه دوستشان داریم ، ایجاد كنیم اما سالها طول میكشد تا آن زخم ها را التیام بخشیم . بیامزند كه ثروتمند كسی نیست كه بیشترین ها را دارد كسی است كه به كمترین ها نیاز دارد . بیاموزند كه آدم هایی هستند كه آنها را دوست دارند ، فقط نمی دانند كه چگونه احساساتشان را نشان دهند . بیاموزند كه دو نفر می توانند با هم به یك نقطه نگاه كنند ، و آنرا متفاوت ببینند . بیاموزند كه كافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند ، بلكه آنها نیز باید خود را ببخشند ."
من با خضوع گفتم : " از شما به خاطر این گفتگو متشكرم . آیا چیز دیگری هست كه می خواهید فرزندانتان بدانند ؟ "
خداوند لبخند زد و گفت : " فقط اینكه بدانند من اینجا هستم . همیشه ."


+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392ساعت 01:04 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

داستان چهار شمع

چهار شمع به آرامی در حال سوختن بودند.محیط آن چنان آرام و بی صدا بودکه می شد به صحبت هایشان گوش داد.
اولی گفت:من صلح هستم کسی نمی تواند مرا برای همیشه روشن نگاه دارد.من مطمئن هستم که خاموش می شوم.لحظه ای نگذشت که شعله اش کاهش یافت و خاموش گشت.

دومی گفت:من ایمان هستم وجود من ضروری نیست پس چندان مهم نیست که من روشن باقی بمانم.سخنش که به پایان رسید نسیم ملایمی وزید و آن را خاموش کرد.

شمع سوم با ناراحتی گفت:من عشق هستم.من توان روشن ماندن را ندارم.مردم مرا به کناری نهاده اند و از اهمیت من بی خبرند.آنها حتی فراموش می کنند به کسی که به ایشان از همه نزدیک تر است عشق بورزند.زمانی نگذشت که او هم خاموش شد.ناگهان کودکی وارد شد و با دیدن سه شمع خاموش گفت:چرا خاموش هستید؟ شما باید همه تان روشن باشید و سپس به آرامی شروع به گریستن کرد.

در این لحظه شمع چهارم گفت:نترس! تا زمانی که من هنوز می درخشم می توانم شمع های دیگر را نیز دوباره بیفروزم. من امید هستم. بدین ترتیب همه ی ما دوباره می توانیم روشن باقی بمانیم.

کودک با چشم های درخشان شمع امید را بر داشت و با آن شمع های دیگر را روشن کرد


+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392ساعت 12:45 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

من و تو

 

درمیان من وتو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش را داری

دست های تو توانایی آن را دارد

که مرا

زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد

شورعشق ومستی

و تو چون مصرع شعری زیبا ،
سطر برجسته ای از زندگی من هستی

تقدیم به ارزو عاصفی عزیزم در سمیرم



+ نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت 1392ساعت 10:56 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

.: تعداد کل صفحات 7 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ]