تبلیغات
عاشقانه های من

عاشقانه های من

تابع قوانیین جمهوری اسلامی ایران

خوش امدی میهمان گرامی

سلام دوستان

من فرهاد هستم و ضمن خیرمقدم  وخوش امد گویی به شما بازدیدکنندگان عزیزو ارزوی روزگاری خوش

.شاد و موفق برای تک تک شما و امیدوارم که از این وب سایت خوشتون بیاد وهمیشه در این سایت میزبان شما باشم .دوستان خیلی خوشحال میشم چنانچه پیشنهاد یا انتقادی سازنده را از طرف شما داشته باشم و بتونم در راستای جلب رضایت شما بلاگ تهیه کنم .پس لطفا اگر نظر یا پیشنهاد و انتقادی دارید لطفا

برام پیام بگذارید.مشکرم

اما راجع به وبلاگ بعدی باید عرض کنم کتابی را مدتی است مطالعه میکنم که جملات بسیار بسیار ارزشمند

ازبزرگان و دانشمندان در ان توجه منا جلب کرد و تصمیم به انتشار این جملات از طریق وب سایت کردم

امیدوارم این جملات و سفارشات توجه شمارا هم جلب کنه

اسم این کتاب اندیشه های بشری است که به تالیف و گرد اوری مهندس رحیم عربیان به چاپ رسیده و در سه جلد میباشد

این کتاب هدیه دوستی است که همیشه دوستش دارم و خواهم داشت

 

مشکر از شما دوست عزیزم که  در این چند سطر تحملم کردید  مرررررررررررسی از شما

ضمنا دوستان عزیز من اماده هرگونه پیشنهاد یا انتقاد از طرف شما عزیزان میباشم با سپاس (فرهاد)


دوستان عزیز شما میتوانید ادامه عاشقانه های من را در 



کانال تلگرامshirin_farhad@دنبال کنید


 

این کانال نیاز به حمایت شما سروران دارد


 

تشکر از حضور سبزتان



+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین 1392ساعت 08:39 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

اس ام اس فاز سنگین

موضوع انشا : خوش بختیبه نام خدا
خوش بختی یعنی قلب پدر و مادرت بتپدپایان !!!
.
.
گارسون آمدپرسیدم : تلخ ترین قهوه ای که دارید چیست ؟ آهی کشید و جواب داد : زندگیپرسیدم : با چه شیرین میشود ؟ جوابی نداد … خواستم دوباره بپرسم که سرانجام با یک پوزخند جواب داد : شیرین شدنی نیست تا وقتی که ما انسان ها گناهکاریم !
.
.
سهراب سپهری در جشن تولد یک سالگی فرزندش گفت :
عزیزم ! یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی ! از این پس همه چیز تکراریست … . . بزرگترین درد دنیا اینه که ببینی اونی که تا دیروز درداتو میکشیده داره درد میکشه !
اون یه نفر مادره … . . یک بار ، یک بار و فقط یک بار می توان عاشق شدعاشق زن ، عاشق مرد ، عاشق اندیشه ، عاشق وطن ، عاشق خدا ، عاشق عشقیک بار و فقط یک بار … بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست !
فرستنده : سما
.
.
خدا کنه هیچوقت “هست” های کسی نشه “بود” … . . هیچ زخمی خوب نمیشه ، یا جاش میمونه یا یادش … . . “زنها” تنهاییشان را گریه می کنند و “مردها” گریه هایشان را تنهایی

اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانند مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادر … . . عطر های گرون قیمت رو ول کن ، آدم باید بوی اعتماد بده … . . زندگی
چه با خلاف
چه بی خلاف
چه برخلاف
میگذرد … . . اگر بودنتون به زندگی کسی معنا میده ، زندگیش رو بی معنی نکنین … . . خدایا یا نوری بیفکن یا توریماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس می ترسد !
.
.
مادر یعنی آرامش
پدر یعنی آسایش
خدا هرگز این دوتارو از ما نگیره … . . واقعا چه فایده ؟؟؟
بالای خط فقر باشی و زیر خط فهم … . . یه غمى هست که فقط بچه هاى آخر درکش میکنن !
کم و کمتر شدن آدم هاى سر سفره

دندانم شکست برای سنگریزه ای که در غذایم بوددردم گرفت نه برای دندانم ، برای کم شدن سوی چشم مادرم !
.
.
منو رنگ نکن ، من صافکاری لازمم … . . اگه خیلی مهربان شود ورق میزند ولی اکثر اوقات آدم رو مچاله میکند روزگار … . . مرد واسه بستن بند کفشش پاشو بالا میاره ، خم نمیشه !
.
.
به من در کودکی بارها آموخته اند که همه آدم ها می‌‌میرند ولی‌ کسی‌ به من هیچگاه نیاموخت که همه آدم‌ها زندگی‌ نمی‌‌کنند و کسی‌ به من نیاموخت که هر تولدی آغاز هر زندگی‌ نیست همانطوری که هر مرگی پایان هر زندگی‌‌ نمی‌ باشد … . . یه وقتا اینقد آدم زندگیش غمناک میشه که دوس داره یکی یوهو بگه کاااااات … عالی بود عالی …خسته نباشین بچه ها …واسه امروز بسه !
.
.
همه ى قراردادها را که روى کاغذ بى جان نمى نویسند ، بعضى از عهدها را روى قلبها مینویسیمحواست به این عهدهاى غیرکاغذى باشدشکستن شان یک آدم را میشکند !

بدهکار مهربونی قلب یه زنم که از بچگی صدام کرده پسرم !
.
.
بامش که نه ، اما برفش از همه بیشتر است مرد کارتنِ خواب کنار خیابان … . . رابطه ای که توش التماس باشهساعت ۹ بزارین دم در خونه تا شهرداری ببره … . . خودم معمولا چیزی نمیکشم ولی این قلبم لامصب همیشه تیر میکشه … . . ای دل دیوانه ، بشنو این مرام زندگی ست
او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست
.
.
سبززردقرمزوسوسه شده ام کدام سیب را بردارم !
میوه فروش پوزخندی زد و گفت : “تردیـــــد نکـــــن …” تمام سیب ها تو زردند !!!
.



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:43 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

اس ام اس جواب سلام


سلام من
به غنچه ای که صبحدم ، به خنده باز می شود . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
به لحظه های “بی” توبودن سلام میکنم / به سینه ام دلی هست به نام میکنم

تمام میشود این فاصله ها بی گمان / به لحظه های “با “تو بودن سلام میکنم . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
خزان که مال ما شد ، بهار مال شما

صاف و ساده بگویم ، سلام حال شما !؟
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
سلام ای طراوت همیشه! دوست دارانت را دریاب!
ما آن بیدلانیم که دل خود را در افق های آبی ات می جوییم
!
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
صبحت زیبا چرا من هر صبح خودم را در آینه تو سبز میبینم

و تو خودت را در آینه من بی رنگ
بیا برویم باورمان را قدم بزنیم
تا شانه های خیابان خیال کنند
جنگل و دریا بهم رسیده اند . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی / آره بازم منم همون بهونه همیشگی

فدایه مهربونیات چه میکنی با سرنوشت / دلم برات تنگ شده بود این نامه و واست نوشت . .
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
ببخشید ما داشتیم تو کوچه اس ام اس بازی میکردیم

یکی از سلاما افتاد تو خونتون ! میشه پسش بدین !؟؟
ما منتظریم !
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
سلام به قاصدک های خبر رسان که محکوم به خبرند

وسلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند
و سلام به تو که محکوم به دوست داشتنی . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
(
اس ام اس برای جواب سلام
)
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا برجاست

سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
سلام من
به آن پرند سپیده وشادمان
که در سپیده با نسیم
ترانه ساز می شود
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
پیچکی که صبح دست سبز او
به سوی آسمان بی کران دراز می شود . . .
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
سلام ای دل نورانی خورشید، ای نگاه آبی آسمان، ای شکوه آفرینش
!
سلام ای وسیع جاری، ای پهنه نور باران، ای طراوت بی کران



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:42 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

اس ام اس برای کسی که دلت را شکسته

—————————-
سکوتم را به باران هدیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم
نبودی در فراق شانه هایت
به هر خاکی رسیدم گریه کردم
—————————-
خوشحالی که دلمو شکستی؟؟؟
بدان ای نازنین آنچه شکستی تصویر زیبای خودت بود که در دلم ساخته بودی
——————————
ما نمی تونیم به دلمون یاد بدیم که نشکنه ولی می تونیم بهش یاد بدیم که اگه شکست لبه تیزش دست اونی که شکسته تش رو نبره
———————————————
درسته که یه روزی فراموش می کنی و یه روز دیگه فراموش می شی ولی اینو بدون فراموش شدگان هرگز فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند
.....................................................................................................................................

هی فلانی
زندگی شاید همین باشد
یک فریب ساده و کوچک
آن هم از دست عزیزی که زندگی را
جز برای او وجز با او نمی خواهی !
——————————-
من یه فنجون چای داغ و به تو ترجیح میدم چون اون فقط زبونم میسوزونه و تو دلمو
——————————–
وفای شمع را نازم که بعد از سوختن
به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد
نه چون انسان که بعد از رفتن همدم
گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد
——————————–
به اولین شخصی که گفتم دوست دارم تو بودی ولی انقدر دل شکستن برات راحت که دل ما رو هم شکستی مشکلی نداره انقدر دل ما شکسته که دیگه ضد ضربه شده
———————————————— ——–
زهی نوش لب لعلت حیات جاودان من
به دندان می گزی لب را چه می خواهی ز جان من
——————————-



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:38 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

شعرهایی از لنگستون هیوز

هیچ تفاوتی نمی‌کند

هر کجا که باشد برای من یکسان است:

در اسکله‌های سی‌یرالئون

در پنبه‌زارهای آلاباما

در معادن الماس کیمبرلی

در تپه‌های قهوه‌زار هائیتی

در موزستان‌های برکلی

در خیابان‌های هارلم

در شهرهای مراکش و طرابلس

سیاه

استثمار شده و کتک خورده و غارت شده

گلوله خورده به قتل رسیده است

خون جاری شده تا به صورت

دلار

پوند

فرانک

پزتا

لیر

درآید و بهره‌کشان را بهره‌ورتر کند:

خونی که دیگر به رگ‌های من بازنمی‌گردد.

پس آن بهتر که ِ خون من

در جوی‌های عمیق انقلاب جریان یابد

و حرص و آزی را که پروایی ندارد، از

سی‌یرالئون

کیمبرلی

آلاباما

هائینی

آمریکای مرکزی

هارلم

مراکش

طرابلس،

و از سراسر زمین‌های سیاهان در همه جا، بیرون براند.

پس آن بهتر که خون من

با خون تمامی ِ کارگران مبارز دنیا یکی شود

تا هر سرزمینی از چنگال ِ

غارتگران دلار

غارتگران پوند

غارتگران فرانک

غارتگران پزتا

غارتگران لیر

غارتگران زنده‌گی

آزاد شود،

تا زحمتکشان جهان

با رخساره‌های سیاه، سفید، زیتونی و زرد و قهوه ‌یی

یگانه شوند و پرچم خون را که

هرگز به زیر نخواهد آمد برافرازند!




+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:37 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

شعری بسیار زیبا از هوشنگ ابتهاج

شبی،

- کدام شب؟

- شبی، ستاره ای دهان گشود

- چه گفت؟

- نگفت، از لبش فرو چکید

- سخن چکید

- سخن نه، اشک

ستاره می گریست

- ستاره ی کدام کهکشان؟

- ستاره ای که کهکشان نداشت

سپیده دم که خاک

در انتظار روز خرم است

ستاره ای که در غم شبانه اش غروب کرد

هزار کهکشان اشک در نگاه شبنم است



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:36 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

شعری از منوچهر اتشی

** روایت جاپاها **

براین ساحل و این ماسه ها

دو عابر همراه گذشته اند

دو دلداده؟ شاید

اینجا - در این میانه اما

درنگ کرده اند چنان که

اشفته کرده اند شن ها را

درنگی برای بوسه؟ شاید!

روایت دیگر اما می گوید،انها

ناگاه قایقی دیده اند

بر دورترین انحنای افق

با بادبان نارنجی

که فرو رفته در اب

درست یک لحظه پس از غروب قرص برشته خورشید

و تپش انها

در پاهایشان ریخته است.

این جا درنگ کرده – نشسته اند حتمن

- چرا؟

استراحتی یا ...

- شاید

اما روایت دیگر می گوید

انها مرده ای را دیده اند که دلفین ها ان را

به سمت ساحل می اورده اند

*

و اینجا

- نزدیک دماغه سر خمیده

دو جا پاها

از هم جدا شده اند

یکی بر اب های نیلی دریا رفته

و دیگری

به درون بندر ، گمشده

- و در زاویه جدایی انها

دماغه به شکل پرسشی بی جواب

برای همیشه خمیده مانده است.



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:31 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

شعری تقدیم به استاد صبوری

به استادم ن- صبوری

** لبهای پرباز **

دریایی!

سمفونی ی اقیانوس را می نویسی

که زیر گوشهایش

دو پر باز...!

ماهی ام در تو

به اعماق ناشناخته هات

ارزوی باله زدن:

حالا

بر پوسته ی سوخته ات

پوست به افتاب سپرده ام!

زیر سایه ی نیلی ی سیلی

*

فراخ و فروزان

دریایی!

نک زبانت اقیانوس

به ریسه ی امواج

بر کشیده افتاب

ماهی ام ، کوچک و کم هوش - نمک گیر تو

شب ها

ترنج ستاره

از شاخسار امواج می چینم

و سپیده

بر دندانهای سکوتم

سیب خورشید قاچ می خورد

**

نه نهنگ

نه کوسه

خشمی در بغل ...

در حره ی خاموش خشمت

شناورم

نه ماهی خوار

نه

ماهی گیر

قلابها

به تارمی لبهایت گیر می کنند

و بر شیرجه های ماهی خوار

شتک می خورد

سیلی ی نیلی ات

دریایی!

دست بر ساحل می کشی

مشتی ماسه

می ماندت

کف دست

با این همه پهلو می گیری

به اسکله ی لغزان ماسه ها

به عرشه ی نیلی ات:

گوش

گوش ماهی

- دریاگوش-

در انتظار دلی دردمند

پایی برهنه

، می نشینی ساعتها پای برهنگی و درد ،

انگاه

برمی خیزی

سنگین

سنگین

می بری

هزار درد

هزاران نعره

هزاران هزار فریاد ؛

بزیر گوشهای اقیانوس

که

لب پَر در تو می زند !



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:29 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

شعری از پابلو نرودا


*** برخیز با من


هیچ کس بیشتر از من
نمی خواهد سر به بالشی بگذارد
که پلک های تو در آن
درهای دنیا را به روی من می بندند.
آنجا من نیز می خواهم
خونم را
در حلاوت تو
به دست خواب بسپارم.
اما برخیز،
برخیز،
برخیز با من
و بگذار با هم برویم
برای پیکار رویاروی
در تارهای عنکبوتی دشمن،
بر ضد نظامی که گرسنگی را تقسیم می کند،
بر ضد نگون بختیٍ سامان یافته.
برویم،
و تو، ستاره من،در کنار من،
سر بر آورده از گٍل و خاک من،
تو بهار پنهان را خواهی یافت
و در میان آتش
در کنار من،
با چشمان وحشی خود،
پرچم ما را بر خواهی افروخت.



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:27 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

شعری از نورالدین صبوری

** مرگ گچ کار جوان **

وقتی که خوشه های برنج

داس و تبر شدند

پاپوش های کتان سرید

و درخت فروغلتید

از شیب تلخ فاجعه

دوره گرد پیر

بر سبزه های جاافتاده ی مردادماه

خون تازه را جار زد

و خون

لایه ای نمک جا گذاشت

بر ابرفت دهان

زخم تنید

وسعتش را

و درد

لعاب کبودش را

بر روزنه های پوست کشید

امیب های سکوت

تکثیر شدند

در دالانهای مرطوب گوش

و چشم

واپسین تصویر پرواز پرنده ای را

به تاریک خانه ی پلکها سپرد

هوا

استینهای خاکستری اش را بالا زد

و ترکه های انار و به

هاگهای ابله را رویاندند

ظهر

سراسر

اندوده ی بوی کافور بود و

گل سرخ

که فریادی

در ازدحام مردم

دست به دست می شد :

" مبادا بمیری !

مبادا بمیری !

هنوز

ماله ها از بی تابی دیوارها بالا می خزند

و شمشه ها رد شاغولها را لیس می کشند

تا زنگار جهانی فرو ریزد

هنوز

هزار هزار ستاره رخشان

بر شانه های صبور داربست ها

تاب می خورند

و اسمان کهنه را

با اطلسی ها

استر می کوبند

هنوز ... "

پیراهن ابی تند

رها

بر چهره ی شلوغ و درهم

و شکوه ماهکهای گچ

تابان

بر ناخن ها

سنگ

سکه

سمباده

و مرگ

بناگاه پرچین کرد

تمام اشیا را

برگرداگردش.



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:25 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

شعر نیمایی

با پرنده ای اهنین

از هامش شهر می گذرم.

فضا از عطر مزارع برنج

مملو است

و اعصاب ترد و کشیده ام

غوطه ور است در نشعه ی رطوبت شب.

قریه ها ، در کنار جاده ها خفته اند ،

مردان و زنان رنج

با تن های لهیده از آوار کار

و دستان چاک دار ،

شب دهکده را

چراغان کرده اند

از تلالو هاله ی پرنور و تابناک

پیشانی شان.

از راه کوهستان طبری می گذرم

هنوز تاریک است.

در کنار پیشانی سخت کوه ،

آتشی برافروخته است ،

شاید سرباز اموی

بر شعله ی تمشک و باریجه

سوسماری را بریان می کند.

مازیار ،

- با تنی خسته از فریب -

از ستیغ کوه ، ناخشنود ،

بر ما می نگرد.

           باتشکر از استادبزرگوارم میر سعید هنری



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:22 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

اس ام اس مهربانی

هیچ دانی نازنینم می توانی / راحت اسرار سعادت را بدانی

رمز خوشبختی انسان نسیت جز این / مهربانی ، مهربانی ، مهربانی . . .

.

.

.

هیچ ثروتی بالاتر از مهربانی نیست ، یادت باشه تو خیلی ثروتمندی

یه خورده از ثروتت رو هم به ما بدی چی میشه آخه !؟

.

.

.

تو همان مهربانی هستی؟! یا مهربانی همان توست؟!

نمی دانم

می دانم بی شک با هم نسبت نزدیکی دارید . . .

.

.

.

مهربانی نقش هر نقاش نیست / هر که نقشی را کشید نقاش نیست

نقش را نقاش معنا میدهد / مهربانی نقش یار است حیف که یار نقاش نیست . . .

.

.

.

ایمان داشته باش که کمترین مهربانی ها از ضعیفترین حافظه ها پاک نمیشوند

پس چگونه فراموش خواهی شد تو که پیشه ات مهربانی است . . . ؟

.

.

.

مهربانی باغ سبزی است که از روزنه پنجره ها باید دید

مهربانم مگذار لحظه ای روزنه پنجره ها بسته شود . . .

.

.

.

حالا که آمده ای ، چترت را ببند

در ایوان این خانه جز مهربانی نمی بارد . . .

بی وفایی کن وفایت میکنند با وفا باشی خیانت میکنند

مهربانی گر چه آیینه ی خوشیست مهربان باشی رهایت میکنند . . .

.

.

.

کاش میشد بر جدایی خشم کرد / شاخه های نسترن را با تواضع پخش کرد

کاش میشد خانه ای از مهر ساخت / مهربانی را در آن سرمشق کرد . . .

.

.

.

در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش علف هرز و گل سرخ یکیست . . .

.

.

.

مهربانی زبانی است که :

برای کور دیدنی ، برای کر شنیدنی ، و برای لال گفتنی است . . .

.

.

.

مهربانی تزئین لحظه هاست

برای مهربانیت جوابی جز دوست داشتن ندارم . . .

.

.

.

عشق را رنگ آبی زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردی را سیاه، دروغ را سفید،

ولی نمی دانم چرا به تو که میرسم نمی دانم مهربانی چه رنگی است . . .؟

.

.

.

مهربونیات زیاده که هنوز خوب و صبوری / مثل یک حس قشنگی حتی وقتی خیلی دوری . . .

.

.

.

یادمان باشد از امروز جفایی نکنیم، یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند، طلب عشق به هر بی سروپایی نکنیم

مهربانی صفت بارز عشاق خداست، یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم.

.

.

.

چه کسی رسد به پایت ز محبت و صفایت / به خدا ز مهربانی در جهان یگانه هستی . . .

.

.

.

کاش هرگز در محبت شک نبود / تک سوار مهربانی تک نبود

کاش بر لوحی که بر جان و دل است / واژه تلخ خیانت حک نبود



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:20 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

اس ام اس عاشقانه

از شمع یک چیز آموختم:ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای دوست بمیرم

--------------------------------------

سرخوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد ... بی خبر باشی و از دوست پیامی برسد

--------------------------------------

پیامت زیبا ، مرامت بی همتا ، دوستیمون پا برجا ، به یادتم همه جا..!

--------------------------------------

چه کنم ای دوست که تو سلطان جهانی و من درویش خرابات تو ارباب وفایی و من نوکر ارباب

--------------------------------------

یه عاشق میگه اگه برات اتفاقی بیفته من میمیرم ، ولی یه دوست میگه اگه بمیرم نمیذارم برات اتفاقی بیفته ، پس من دوست تو هستم تا ابد ...

--------------------------------------

ای کاش قانون تمام دوستی ها این بود، یا رفاقت تعطیل ، یا جدایی هرگز...

--------------------------------------

هزارتا رگ دارم و هزارتا رفیق ، اما تو شاهرگی و تک رفیق .

--------------------------------------

ای دوست همه چیز را فروختم جزآن صندلی که جای تو بود ! شاید آن روز که برمی گردی خسته باشی ....

--------------------------------------

به دشمنانت هزار فرصت بده که دوست تو باشند ولی به دوستانت حتی یک بهانه نده که دشمن تو شوند . . .

-------------------------------------

باوفا! مهر تو اندر جان ماست / زندگی بی دوستی زندان ماست

کم بزن آتش دل بی تاب را / یاد خوبت روز و شب مهمان ماست كوچ پرنده به من آموخت :
وقتی هوای رابطه سرد است......
باید رفت!!!

.

.

.

پربغضم امشب.....!!!
شانه ات ساعتی چند رفیق.....؟؟

.

.

.
یه زد و خورده ساده بود!
تو جا زدی

من جا خوردم!

.

.

.
خسته ام .....
نه اینكه كوه كنده باشم
.....
دل كنده ام
......!!

.

.

.
نترس جانم....
ظرفیت باور من به اندازه تمام دنیاست
....
تو دروغت را بگو
.....!

.

.

.

هیس!
ساكت!
آهسته بروید!
آهسته بیائید!
اینجا وجدان ها همه خوابند.....!!!

 

-------------------------------------

هرقدر رفاقت بکنم می ارزی / اظهار صداقت بکنم می ارزی

آنقدر عزیزی تو برایم ای دوست / صدبار که یادت بکنم می ارزی

-------------------------------------

یه تکیه گاهی واسه این دل من / یه وقت نری جدا نشی تو از من

رفیق نیمه راه دل نباشی / چه سوتوکوره اگه تو نباشی

-------------------------------------

من یاد خوش دوست به دنیا ندهم / لبخند خوشش به حور رعنا ندهم


گر یاد کند مرا هر از گاهی چند / گرد رخ وی به چشم بینا ندهم

-------------------------------------

در حنجره‌ام شور صدا نیست رفیق / یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق


بگذار که قصه را به پایان ببرم / آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق

-------------------------------------

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن ؟؟؟ / در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن


از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن / از دوستان جانی مشکل توان بریدن



+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین 1392ساعت 03:30 ق.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

30نصیحت از زرتشت

       
       

1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

2.
قبل از جواب دادن فکر کن



3. هیچکس را تمسخر مکن




4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

5.
خود برای خود، زن انتخاب کن

6.
به ضرر و دشمنی کسی راضی مشو

7.
تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

8.
کسی را فریب مده تا دردمند نشوی

9.
از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

10.
فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

11.
بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

12.
سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

13.
با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

14.
راستگو باش تا استقامت داشته باشی

15.
متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

16.
دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

17.
معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

18.
دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

19.
مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

20.
سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

21.
روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

22.
هرگز ترشرو و بدخو مباش

23.
در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

24.
اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

25.
دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین

26.
چالاک باش تا هوشیار باشی

27.
سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

28.
اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

29.
با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

30.
مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند



+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین 1392ساعت 03:24 ق.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

پیامک های عاشقانه

نزدیکی در فاصله نیست ، در اندیشه است و تو اکنون مهمان اندیشه ی منی .
.

.

.
انتهای دریا را برکه ها نمی فهمند ، ببخش اگر گاهی گم میکنم نشانی ات را .
.

.

.
نمیپرسی تو حالی از دل غمگین و بیمارم / ولی من هر کجا باشم ، خیالت را به سر دارم .
.

.

.
تحقیرت هم کنم کافی نیست ، تفریقت میکنم از تمام زندگی ام .
.

.

.
دل قصر عاطفه است ، اگر مهر خوبان زینتش نباشد ویرانه ای است ، تاریک .
.

.

.
به آسمان نرسد هرکه خاک پای تو نیست / فرو رود به زمین دلی که به یاد تو نیست .
.

.

.
پایان سریال دروغ هایت بود آخرین لبخندت ، و چه ساده بودم من که تا تیتراژ پایانی به پای تو نشستم .
.

.

.
گاهی حس آخرین بیسکوئیت ساقه طلایی رو دارم ، تنها ، شکسته !
.

.

.
دیگر پیامهایت نمی رسند ، سیم بانان را خبر کن ، شاید کاجی افتاده باشد !
.

.

.
جز خدا کیست که در سایه ی مهرش بخزیم / رحمت اوست که هر لحظه پناه من و توست .

 

شاید هنوز نرسیده باشید ، اما امروز نسبت به دیروز به مقصد نزدیکترید . . ..

.

عشق زاییده ی “تنهایی” است و “تنهایی” نیز زاییده ی عشق
.

.

بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم / افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم / بیا مثل پروانه های غریب نیاز / به مهتاب شب های “تنهایی” عادت کنیم
.

.

بهم نگى «ندیدبدید» / نگى منو«دیدوپرید» / بمونه بین خودمون / دیوونتم خیلى شدید

.

.
اى که مدتهاست بامن نیستى، من همانم که بامن زیستى، رنجهایم را شنیدى بازهم عاقبت گفتى غریبه کیستى؟

.

.

من از بادم،تو از باران
من از موجم،تو از ساحل
من از امروز،تو از فردا
اگر بادم،اگر باران
به جان جمله یاران
بیادت هستم بى پایان

.

.

افسار دلم دست خدا بود چنین شد/ای وای اگر دست خودم بود چه میشد؟
مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت/ گرقصددلم جور و جفا بود چه میشد…؟

.

.

جا برای من گنجشک زیاد است ولی…
به درختان خیابان تو عادت کردم !!!

.

.

بازشب شد و من ناله سرایم،از عشق تو دلبر دگر ناندارم. کی میشود آیی به سویم نازنینم ، تاشب رود و من به سویت آیم

.

.

باز باران باریدخیس شد خاطره ها.مرحبا بر دل ابری هوا .
هرکجا هستی باش آسمانت آبی وتمام دلت از غصه دنیاخالی.



+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین 1392ساعت 03:02 ق.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

عشق

ایـن شــعرهـــا

بـــرونــد بــه جــهنّم

مــن فقــط

دیــوانـه ی آن لحــظه ام ...

که قــــلبت ...

زیــــر ســـرم

دسـت و پـــا بزند ...



+ نوشته شده در پنجشنبه 22 فروردین 1392ساعت 03:00 ق.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

.: تعداد کل صفحات 7 :. [ ... ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ]