تبلیغات
عاشقانه های من - مطالب فروردین 1392

عاشقانه های من

تابع قوانیین جمهوری اسلامی ایران

خوش امدی میهمان گرامی

سلام دوستان

من فرهاد هستم و ضمن خیرمقدم  وخوش امد گویی به شما بازدیدکنندگان عزیزو ارزوی روزگاری خوش

.شاد و موفق برای تک تک شما و امیدوارم که از این وب سایت خوشتون بیاد وهمیشه در این سایت میزبان شما باشم .دوستان خیلی خوشحال میشم چنانچه پیشنهاد یا انتقادی سازنده را از طرف شما داشته باشم و بتونم در راستای جلب رضایت شما بلاگ تهیه کنم .پس لطفا اگر نظر یا پیشنهاد و انتقادی دارید لطفا

برام پیام بگذارید.مشکرم

اما راجع به وبلاگ بعدی باید عرض کنم کتابی را مدتی است مطالعه میکنم که جملات بسیار بسیار ارزشمند

ازبزرگان و دانشمندان در ان توجه منا جلب کرد و تصمیم به انتشار این جملات از طریق وب سایت کردم

امیدوارم این جملات و سفارشات توجه شمارا هم جلب کنه

اسم این کتاب اندیشه های بشری است که به تالیف و گرد اوری مهندس رحیم عربیان به چاپ رسیده و در سه جلد میباشد

این کتاب هدیه دوستی است که همیشه دوستش دارم و خواهم داشت

 

مشکر از شما دوست عزیزم که  در این چند سطر تحملم کردید  مرررررررررررسی از شما

ضمنا دوستان عزیز من اماده هرگونه پیشنهاد یا انتقاد از طرف شما عزیزان میباشم با سپاس (فرهاد)


دوستان عزیز شما میتوانید ادامه عاشقانه های من را در 



کانال تلگرامshirin_farhad@دنبال کنید


 

این کانال نیاز به حمایت شما سروران دارد


 

تشکر از حضور سبزتان



+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین 1392ساعت 08:39 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

یادمون باشه

 

-یادمون باشه که؛ خدا همیشه هست.

-یادمون باشه که؛ کسی که زیر سایه دیگری راه میره، خودش سایه‌ای نداره.

-یادمون باشه که؛ هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

-یادمون باشه که؛ زخم نیست آنچه که درد دارد، عفونته.

-یادمون باشه که؛ در حرکت همیشه افق‌های تازه هست.

-یادمون باشه که؛ دست به کاری نزنیم که نتوانیم آن را برای دیگران تعریف کنیم.

-یادمون باشه که؛ اونایی که دوستشون داریم می‌تونند دوستمون نداشته باشند.

-یادمون باشه که؛ حرف‌های کهنه از دل کهنه میاد، پس دلی نو بخریم.

-یادمون باشه که؛ فرار، راه به دخمه‌ای می‌بره برای پنهان شدن، نه آزادی.

-یادمون باشه که؛ باورهامون شاید دروغ باشند.

-یادمون باشه که؛ لبخندمان را در آیینه جا نگذاریم.

-یادمون باشه که؛ آروزهای انجام نیافته دست زندگی رو گرفتن و اونو راه می‌برند.

-یادمون باشه که؛ محبت به دیگران برای نمایش گذاشتن مهر خودمون نباشه.

-یادمون باشه که؛ آدم‌ها همه ارزشمندند و همه می‌تونند مهربون و دلسوز باشند.

-یادمون باشه که؛ تنهایی ما در مقایسه با تنهایی خورشید خیلی کمه.

-یادمون باشه که؛ دو رنگی رو با کمتر از صداقت ندیم.

-یادمون باشه که؛ دلخوشی‌ها هیچ کدوم ماندگار نیستند.

-یادمون باشه که؛ تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز روبراهه.

- یادمون باشه که؛ هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.

-یادمون باشه که؛ آرامش جایی فراتر از ما نیست.

-یادمون باشه که؛ من تنها نیستم، ما یک جمعیت‌ایم که تنهاییم.

-یادمون باشه که؛ از چشمه درس خروش بگیریم و از آسمان درس پاک زیستن.

-یادمون باشه که؛ برای آموختن و درس دادن به دنیا آمدیم، نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان.

-یادمون باشه که؛ برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود!

-یادمون باشه که؛ لازمه گاهی با خودمون روراست‌تر از این باشیم که هستیم.

-یادمون باشه که؛ قبلا چیزهایی برامون مهم بودند که حالا دیگه مهم نیستند.

-یادمون باشه که؛ آنچه امروز برامون مهمه، فردا نخواهند بود.

-یادمون باشه که؛ نیازمند کمک هستند آنها که منتظر کمکشان نشسته‌ایم.

-یادمون باشه که؛ ما از این به بعد هستیم، نه تا به حال.

-یادمون باشه که؛ غیرقابل تحمل وجود ندارد.

-یادمون باشه که؛ با یک نگاه هم ممکنه بشکنند دل‌های نازک.

-یادمون باشه که؛ به جز خاطره‌ای هیچ نمی‌ماند.

-یادمون باشه که؛ وظیفه من اینه «حمل باری که خودم هستم تا آخر راه».

-یادمون باشه که؛ منتظر تنها یک جرقه است، انبار مهمات.

-یادمون باشه که؛ کار رهگذر عبوره، گاهی برمی‌گرده،گاهی نه.

-یادمون باشه که؛ در هر یقینی می‌توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.

-یادمون باشه که؛ همیشه چند قدم آخره که سخت‌ترین قسمت راهه.

-یادمون باشه که؛ امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.

-یادمون باشه که؛ به جستجوی راه باشیم نه همراه.

-یادمون باشه که؛ هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.

-یادمون باشه که؛ کلا ناامید نمیشی اگه تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

-یادمون باشه که؛ خوبی اونی رو که نداریم اینه که نگران از دست دادنش نیستیم.

-یادمون باشه که؛ در خسته‌ترین ثانیه عمر، رمقی برای انجام کارهای کوچک هست.

-یادمون باشه که؛ وقتی از دست دادن عادت میشه بدست آوردن، دیگه آرزو نیست.

-یادمون باشه که؛ اونایی رو که گوشه آسایشگاه‌ها غریب‌اند و تنها، از یاد نبریم.

-یادمون باشه که؛ گاهی باید برای راحتی خیالِ دیگران خودمون رو خوشحال نشون بدیم.

-یادمون باشه که؛ سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست.

-یادمون باشه که؛ قولی را که به کسی میدیم عمل کنیم.

-یادمون باشه که؛ دوست بداریم بی‌انتظار پاسخی از طرف دیگران.

-یادمون باشه که؛ مهربانی صفت بارز عشاق خداست پس از اینکار ابایی نکنیم.

-یادمون باشه که؛ این دعا همیشه ورد زبونمون باشه «خدایا هیچوقت ما رو به حال خودمون رها نکن»

ودر اخر یادتون باشه من (فرهاد)دوستتون دارم



+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین 1392ساعت 08:32 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

خوشبحال اسمان

خوش به حال آسمون که

هر وقت دلش بگیره

بی بهونه می باره ...

به کسی توجه نمی کنه ...

از کسی خجالت نمی کشه...

می باره و می باره و...

اینقدر می باره تا آبی شه...

‌آفتابی شه...!!!

کاش... کاش می شد مثل آسمون بود...

کاش می شد وقتی دلتگرفت اونقدر بباری تا

بالاخره آفتابی شی...

بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده



+ نوشته شده در چهارشنبه 28 فروردین 1392ساعت 08:26 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

زود قضاوت نکنید

 بازهم زود قضاوت کردی

 

 

مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی می‌کند و تا کنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است ، پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند...

مسئول خیریه : آقای وکیل ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردارید ولی تا کنون هیچ کمکی به خیریه نکرده‌اید !نمی‌خواهید در این امر خیر شرکت کنید؟!!

وکیل: آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردید متوجه شدید که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله، هفته پیش درگذشت و در طول آن سه سال، حقوق بازنشستگی‌اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی‌کرد؟!

مسئول خیریه: (با کمی شرمندگی) نه، نمی‌دانستم. خیلی تسلیت می‌گویم.

وکیل: آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید فهمیدید که برادرم در جنگ هر دو پایش را از دست داده و دیگر نمی‌تواند کار کند و زن و ۵ بچه دارد و سالهاست که خانه نشین است و نمی‌تواند از پس مخارج زندگیش برآید؟!

مسئول خیریه: (با شرمندگی بیشتر) نه . نمی‌دانستم. چه گرفتاری بزرگی ...!

وکیل: آیا در تحقیقاتتان متوجه شدید که خواهرم سالهاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تأمین هزینه‌های درمانش قرار دارد؟!!

مسئول خیریه که کاملاً شرمنده شده بود گفت: ببخشید. نمی‌دانستم اینهمه گرفتاری دارید ...!

وکیل: خوب ! حالا وقتی من به اینها یک ریال کمک نکرده‌ام شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خیلی جالب بود حیفم اومد براتون نذارم...

دوستان عزیز خودمم خیلی در این مورد تجربه دارم و تنها کسی که بهش اعتماد دارم خدای پاک و مهربونه که هیچوقت تنهامون نمیذاره.....

نظر یادتون نره مر30



+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین 1392ساعت 08:50 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

داستان های جالب

جعبه کفش

 

زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز را به طور

 مساوی بین خود تقسیم کرده بودند.در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد

در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند.در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد

پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید.پس از او خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ 95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود.

پیرزن گفت :هنگامی که ما قول وقرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به من گفت که هروقت از دست توعصبانی شدم ساکت بمانم ویک عروسک ببافم.

پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود از این بابت در دلش شادمان شد پس رو به همسرش کرد وگفت این همه پول چطور؟پس اینها ازکجا آمده؟
پیرزن در پاسخ گفت :آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست آورده ام!!!!




ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین 1392ساعت 08:41 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

قیصرامین پور

این ترانه بوی نان نمیدهد

 

این ترانه بوی نان نمی‌دهد بوی حرف دیگران نمی‌دهد سفره ی دلم دوباره باز

شد سفره‌ای که بوی نان نمی‌دهد نامه‌ای که ساده و صمیمی است بوی


شعر و داستان نمی‌دهد: ... با سلام و آرزوی طول عمر که زمانه این زمان


«
نمی‌دهد» کاش این زمانه زیر و رو شود روی «خوش» به ما نشان نمی‌دهد


یک وجب زمین برای باغچه یک دریچه، آسمان نمی‌دهد وسعتی به قدر جای


ما «دو تن» گر زمین دهد، زمان نمی‌دهد! فرصتی برای دوست داشتن نوبتی


به «عاشقان» نمی‌دهد هیچ کس برایت از صمیم دل دست «دوستی» تکان


نمی‌دهد هیچ کس به غیر ناسزا تو را هدیه‌ای به رایگان نمی‌دهد کس ز فرط


های‌و‌هوی گرگ و میش دل به هی‌هی شبان نمی‌دهد جز دلت که قطره‌ای


ست بیکران کس نشان ز «بیکران» نمی‌دهد عشق نام بی‌نشانه است و کس


نام دیگری بدان نمی‌دهد جز تو هیچ میزبان مهربان نان و گل به میهمان

نمی‌دهد ناامیدم از زمین و از زمان پاسخم نه این، نه آن…نمی‌دهد پاره‌های


این دل شکسته را «گریه» هم دوباره جان نمی‌دهد خواستم که با تو «درد


دل» کنم گریه‌ام ولی امان نمی‌دهد… قیصر امین پور



+ نوشته شده در دوشنبه 26 فروردین 1392ساعت 06:41 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

امشب

سلام ای چشم بارانی ! پناهم می دهی امشب ؟


سوالم را که می دانی ! پناهم می دهی امشب ؟


منم آن آشنای سالیان گریه و لبخند


و امشب رو به ویرانی ، پناهم می دهی امشب ؟


میان آب و گل رقصان ، میان خار و گل خندان


در آن آغوش نورانی ، پناهم می دهی امشب ؟

دل و دین در کف یغما و من تنها و من تنها...

در این هنگام رو حانی ، پناهم می دهی امشب ؟

به ظلمت رهسپار نور و از میراث هستی دور

در آن اسرار پنهانی ، پناهم می دهی امشب ؟

رها از همت بودن ، رها از بال و پر سودن

رها از حد انسانی ، پناهم می دهی امشب ؟

نگاهت آشنا با دل ، کلامت گرمی محفل

تو از چشمم چه می خوانی ؟ پناهم می دهی امشب ؟



+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین 1392ساعت 08:33 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

بهشت

اگر شد
اتفاقی باش که با عشق نسبت دارد
بگذار اغوا کردن
ترس از عشق
خلق فاصله

کارِ شیطان باشد
اگر شد
مردِ لحظه‌ها باش
دلی‌ اگر هست
برایِ سپردن
برایِ عاشق شدن است
و بهشت ....
بهشت تنها در آغوش ماست ، که گل می‌‌کند...

(باتشکراز خانم نیکی فیروزکوهی)فرهاد



+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین 1392ساعت 08:30 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

نگاهت

قله ی قـــاف که سهـــل است،
من قـــله ی کــاف و لام و مــیم و نــــون و واو
را هم بخـاطرت فـــــتح می کنم ...

اما تو

با تمـــام مــــردانه گی ات،
مـــرد باش !

اگر سـراغ نگاهت را گرفتنــــد
بگــو که واگــذار شده ...



+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین 1392ساعت 08:27 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

روزتولد من

همه روز تولدم آمدند...

یکی برایم یه دسته گل زیبا آورد...

یکی کتاب شعر مورد علاقه ام...

یکی بسته شکلات محبوبم...

اما

من هنوز در فکر اویم

که اگر می آمد...

با دستان خالی اش

معجزه میکرد...تقدیم به او که دوستش دارم



+ نوشته شده در یکشنبه 25 فروردین 1392ساعت 08:24 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

پ ن پ های باحال

- داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم اومده میگه جدی حال میده؟ میگم پــ نه پــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم!


-
رفتم آزمایش ادرار. یارو میگه ادراره؟ میگم: پـــ نه پـــــ سکنجبین برو کاهو بیار بزنیم توش بخوریم!

از خونه زنگ زدم فست فود غذا بیارن طرف میگه بفرستم واستون؟میگم پ ن پ آپلود کن لینکش رو بده دانلود میکنم

-
رفتیم غار علیصدر. به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!


-
تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟ پ نه پ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال.


-
به یارو راننده میگم: آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره... میگه: بسلامتی مسافرین؟
...
پــ نه پـــ... فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش!


-
رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟ میگم پــــ نه پــــــ اومدم ببینم
سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه.


-
دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟
میگم پـــ نه پـــ ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!


-
به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟ ... پـــ نه پـــ فوت کن, قطع کن


-
یارو اومده می بینه همکارم توی اتاق نیست باز می پرسه خانم فلانی نیست؟ پـــ نه پـــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط کش بزن در بیاد.


-
حواسم نبود با صورت رفتم تو در، میگه ندیدیش؟ میگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو.


-
رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر، یارو گفت: راحت باشه؟ پــــ نه پــــ خار داشته باشه...


-
دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟ میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
پـــ نــه پــــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم.


-
طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟

پـــ نــه پــــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!


-
میگم بابا... تصمیمم رو گرفتم... می خوام زن بگیرم... میگه میشناسیش؟ میگم آره. میگه مجرده؟
پـــ نــه پــــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری.


-
دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم. میگه شما سوال داری؟ پـــ نــه پــــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...


- میگم آقا شهید همت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همت؟ میگم پــــ نه پـــــ می خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده ای رو از نگرانی در بیارم!!!


-
رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم


-
خواهرم از بیرون میاد خونه..میبینه پشت سیستمم...میگه کامپیوتر روشن کردی؟؟

پــ نــ پـــ دکتر گفته بشین جلوی مانیتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!


-
تو هواپیما نشستم دارم دعا می خونم بغل دستیم می گه دعا می کنی سالم برسی؟

پــ نــ پـــ دوست دارم صحنه سقوط هواپیما رو از نزدیک ببینم دعا می کنم سقوط کنیم


-
از بالا در دارم میام تو خونه بابام از راه رسید میگه باز تو کلید یادت رفت؟ پــ نــ پـــ دارم

آمادگی جسمانیمو تست میکنم امشب میخوایم بریم سرقت!!!


-
صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پــــ نه پـــــــ اومدم اینجا برم دسشویی


-
به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟ میگم پَـــ نَ پَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم


-
رفتم دکتر میگم:دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟! پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوای واسم دعا کن تا خوب بشم!!!!


-
زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ میگم پـَــــــ نَ پـَــــ مرکز نخبگان ایران


-
سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید میگه پیاده میشی؟ پـَـَــــ نــه پـَـَــــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...!!


-
با گل رفتم بیمارستان نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین گفتم پ نه پ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...


-
داشتم تلویزیون میدیدم بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
پَـــ نَ پَـــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!!!

-
به استاد میگم لطفا كمكم كنید دارم مشروط میشم میگه نمره میخوای گفتم پَـــــ نَ پَــــــ... نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكی كه باید بریزم تو سرم میخوام

-به مامانم میگم: فکر کنم دیگه وقتشه از تنهایی در بیام،هر چی باشه بیست و شش سالمه مامان...
میگه: یعنی زن میخوای پدرسوخته؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ یه داداش توپول موپول میخواستم روم نمیشه مستقیم به بابا بگم.

-صبح پاشدم به زور، دارم لباس میپوشم، بابام میگه کلاس داری؟! میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ نگران لباسم شدم پاشدم ببینم هنوز اندازمه یا نه



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:54 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

اس ام اس خنده دار

زن به شوهرش : عزیزم نظرت راجع به عشقمون چیه ؟

شوهر : سعی کن ستاره ها رو بشماری خودت میفهمی !

زن : واااااااااای عزیزم یعنی بینهایت

شوهر : نه عزیزم تلف کردن وقته !

.

.

.




میدونین چرا مردم کلک میزنند و دروغ میگن ؟

بخاطر اینکه اونها میدونند بخشش گرفتن از اجازه گرفتن آسونتره !

.

.

.

یه روزم دوستای مامانم با دختراشون اومده بودند خونمون

همه داشتند پرتقال پوست میکندند که من وارد شدم !

برخلاف انتظارات شما هیشکی دستشو نبرید !


.

.

.




عزیزم با من باش و از وجود من به زندگیت گرما و صمیمیت ببخش

و سرمای سخت زندگیت را با اعتماد به من از بین ببر

ایران رادیاتور !

.

.

.

خبر فوری فوری

وقوع یک اتفاق بزرگ در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲

این اتفاق صد در صد اتفاق می افتد

تمامی بزرگان نجوم این خبر راتایید کردند

در غروب ۲۱ دسامبر کم کم هوا رو به تاریکی خواهد رفت ، دانشمندان نام این پدیده را شب گذاشتند !

.

.

.



بزرگترین دلهره زندگی حیف نون اینه که :

تو مهمونیا وقتی دارن بشقاب ته دیگو دست به دست میچرخونن بهش نرسه !

.

.

.

یک مثلی هست که میگه :

هرکسی در کیسه اش زر بُوَد سخنش مقبول است گرچه خر بُوَد !


.

.

.

پشتِ سرِ هر انسانِ موفق یه عالمه حرف هست

مثلِ : مرتیکه دزد !

.

.

.




هر وقت دیدی زندگی داره روی خوش بهت نشون میده

بدون یه کاسه ای زیر نیم کاسَش هست…! ثابت شدس !

.

.

.




ما که خیالمون از بابت راست یا دروغ بودن آخر دنیا توی ۲۱ دسامبر راحته

آخه عربستان همیشه یه روز زودتر از ماست ، وایمیسم ببینیم چی میشه !

.

.

.

مردها کلا به دو گروه اصلی تقسیم می شن:

گروه اول

گروه دوم

تنها تفاوتشون هم در اینه که همه شون توی یک گروه جا نمی شن!




.

.

.

هدیه یه حیف نون به همسرش ، خواستم برات گل بخرم دیدم خودت گلی

کود خریدم !

.

.

.

پسره: من تا ۲۵ سالم نشه ازدواج نمیکنم

دختره: منم تا ازدواج نکنم ۲۵ سالم نمیشه !

.

.

.

مدرسه: ۳ سیب داریم ، ۲ تای دیگر از علی میگیریم، حالا چنتا سیب داریم ؟

مشق شب: اگر یک هندوانه ۳ کیلویی را بین ۵ نفر تقسیم کنیم به هر یک چه مقدار میرسد؟

امتحان: علی ۱۲ موز دارد. قطار او ۷ دقیقه تاخیر دارد. وزن خورشید را حساب کنید!




.

.

.

یه زمانی می گفتن از تو چشماش میشه فهمید

راست میگه یا دروغاما حالا دیگه اینقدر توانمند شدن بعضیا

که با چشمشونم دروغ میگن !

.

.

.
ﺩﯾﺸﺐ ﯾﻪ ﺩﺯﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭘﻮﻝ ﻣﯽﮔﺸﺖ !

ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ، ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻨﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪﻡ ﺍﺯ ﺗﺨﺖ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﮔﺸﺘﯿﻢ … ! . . . تا حالا دقت کردی ؟

پیدا کردن یک آدم وفادار

از پیدا کردن یک مارمولک پرنده ی سخن گوی سرخابی تو اقیانوس آرام سخت تره !

.

.

.
یه سوال فنی داشتم!

اگه وقتی که از حموم میایم بیرون کاملن تمیز شدیم

چرا حوله ها کثیف میشن؟!

.

.

.

همهٔ رابطه‌ها

با جملهٔ : تو با بقیه فرق داری شروع میشه

با جمله : تو هم مثل بقیه ای تمام میشه !

.

.

.
زن:عزیزم توسیگارمیکشی؟

مرد:بله

زن:روزی چقدر؟

مرد:۳بسته

زن:پول هربسته چقدره؟

مرد:۳۰۰۰تومن

زن:چندساله سیگارمیکشی

مرد:۱۵سال

زن:بنابراین اگه هربسته سیگار۳۰۰۰تومن باشه تو هم روزی۳بسته سیگاربکشی

۲۷۰۰۰۰ هزارتومن هرماه پول سیگارمیدی که دریکسال میشه۳۲۴۰۰۰۰تومن

درسته ؟

مرد:درسته

زن:اگه تو هر سال این پول رونگه می داشتی توی۱۵سال میشد۴۸۶۰۰۰۰تومن درسته؟

مرد:درسته

زن:می دونی اگه تو سیگارنمی کشیدی اون باعث میشد پولت هدرنره والان می تونستی یه پورشه بخری ؟

مرد:توسیگارمیکشی؟

زن:نه

مرد:پس اون پورشۀ لعنتیت کجاست؟



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:49 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

اس ام اس در باب دوستی

در رفاقت رسم ما جان دادن است / هر قدم را صد قدم پس دادن است

هرکه بر ما تب کند جان میدهیم / ناز او را هرچه باشد میخریم . . .

.

.

.

ما شقایق های باران خورده ایم / سیلی نا حق فراوان خورده ایم

ساقه احساسمان خشکیده است / زخم ها از باد و طوفان خورده ایم

.

.

.

سرافرازم نمی سازی به دشنامی و پیغامی

اگر صلح است پیغامی وگر جنگ است دشنامی . . .

.

.

.

هرکـس به طریقی دل ما میشکند / بیگانه جدا ، دوست جدا میشکند

بیگانه اگر میشکند حرفی نیست / من در عجبم دوست چرا میشکند . . .

.

.

.

هر چند که از آینه بی رنگ تر است / از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است

بشکن دل بی نوای ما را ای رفاقت ! / این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است . . .

.

.

.

بهر امتحان ای دوست گر طلب کنی جان را

آنچنان برافشانم کز طلب خجل مانی . . .

.

.

.

من از پاکدلانم که زکس کینه ندارم

یک شهر پُر ا ز دشمن و یک دوست ندارم . . .

.

.

.

دشمن اگر کُشت به دوست می توان گفت

با کی بتوان گفت این که دوست مرا کُشت . . .

.

.

.

طاق شد طاقتم ای دوست، ملامت بگذار

که به اندک سخنی می شکند قلب رقیق . . .

.

.

.

عشق آمد و شد چونم اندر رگ و پوست / تا کرد مرا تهی و پر کرد ز دوست

اجزای وجودم همگی دوست گرفت / نامی است ز من بر من و باقی همه اوست . . .

.

.

.

فریاد مردمان همه از دست دشمن ست

فریاد ما از دل نامهربان دوست . . .


.

.

.

آخر چه شد که این همه نامهربان شدی


چیزی که خوش نداشتم ای دوست! آن شدی . . .

.

.

.

هبچکس جانا نمی سوزد چراغش تا به صبح

پُر مخند ای دوست بر شب تار کسی . . .

.

.

.

آرزو بد نیست طغیانش بد است

هست دریا خوب و طوفانش بد است . . .

.

.

.

زحمت چه می کشی پی درمان من ای دوست

ما به نمی شویم و تو بدنام می شوی . . .

.

.

.

آنان که جان فدای نگاری نکرده اند

همکارشان مباش که کاری نکرده اند . . .

.

.

.

با ما کج و با خود کج و با خلق خدا کج

آخر قدمی راست بنه ای همه جا کج . . .

.

.

.

بس که نادیدنی از دوست و ز دنیا دیدم

روشنم گشت که آسایش نابینا چیست . . .

.

.

.

سرنوشتم اگر اینست که می بینم

حکم تغییر قضا را به که باید گفت؟

آی خط خوردگی صفحه پیشانی من!

این همه خط خطا را به که باید گفت . . . ؟

.

.

.

ای دوست به کام دشمنانم کردی

بودم چو بهار چون خزانم کردی . . .



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:48 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

اس ام اس کینه و نفرت

مشکل اینجاست که ما از هر کرمی انتظار پروانه شدن داریم ...


++++++++++++++++++++++++++++++++++++


سیــــــــــر شدمبسکه سرد و گرم روزگار را چشیدم !

++++++++++++++++++++++++++++++++++++


تو تقویم یه روزهایی هم هستند که روز نیستند. شبن.

++++++++++++++++++++++++++++++++++++


آنقدر
فریادهایم را
سکوت کرده ام
که اگر به چشمانم بنگرید
کر می شوید… ++++++++++++++++++++++++++++++++++++ تو این دو روز زندگی ، شبیه من فراوونه
یه لحظه چشماتو ببند ، گذشتن از من آسونه

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای
این منم که به یادم اجازه نمیدهم حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند
صحبت از فراموشی نیست ، صحبت از لیاقت است !!!

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

همیشه درد از دیگران است
گاهی از نبودنشان
گاه از بودنشان

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح می دهم,
کم رنگ است ولی دورنگ نیست
جای ِ خالیت پر نمیشود دیگر؛حتی…با خودت! … جهت خواندن به ادامه مطلب مراجعه کنید … ++++++++++++++++++++++++++++++++++++ مهربانیم را چنان گریاندند که بوی نا گرفت . . نامهربان شدم … ++++++++++++++++++++++++++++++++++++ گذشت آنوقت هایی که مردم همدیگر را دور میزدند ،حالا از روی هم رد می شوند.


++++++++++++++++++++++++++++++++++++

بازی با رنگها بسیار زیبا و آرامش بخش است ،، به شرطی که از آن برای رنگ کردن همدیگر استفاده نکنیم


++++++++++++++++++++++++++++++++++++


از درد های کوچک است که آدم می نالد
وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی…. ++++++++++++++++++++++++++++++++++++ علم بهتر است یا ثروت ؟ باور کن هیچکدام ! فقط ذره ای معرفت
اینقدر سرفه نکن
بیا چندتا بزنم پشتت
فکر کنم سکوت تو حلقت گیر کرده

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

هر روز تکراریستصبح هم ماجرای ساده ایست،
گنجشک ها بیخودی شلوغش می کنند…! ++++++++++++++++++++++++++++++++++++ ارزش بعضیا اندازه اشکه که از چشمات بیفتن
نه اندازه نبض که اگه نباشی نباشن … ++++++++++++++++++++++++++++++++++++ به هر کس محبت میکنم جانم فدا
مثل عقرب میزند نیشم نمیدانم چرا؟!
داور قلبم سوت نداره
راحت باش ، خطا کن
++++++++++++++++++++++++++++++++++++

اگـــه آشغـــالی حداقـــل قابـــل بـــازیافت بـــاش...!!!

++++++++++++++++++++++++++++++++++++


اشتباهم این بود :
که با دیدن اولین " دل " حکم کردم

++++++++++++++++++++++++++++++++++++


شاید اگر انسانیّــــــــــــت هم مارک دار بـــــــــــــود
خیلی از آدم ها به تن می کردند … ++++++++++++++++++++++++++++++++++++ در خیالم پشت سرت آب ریختم نه برای اینکه برگردی ، تا پاک شود هرچه رد پای توست از زندگی

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

جالب است که انسانها دو چشم دارند ولی با یک چشم به دیگران می نگرند
و جالب تر اینکه انسانها یک چهره دارند اما دورویی می کنند

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

نمیتونم ببخشمت ، دور شو برو نبینمت
تیکه ای بودی از دلم ، گندیدی و بریدمت

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزشت نیست
آنقدر بی ارزشی که خیلی ها اندازه تو هستند

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

در آغوش خودم هستم
من خودم را در آغوش گرفته ام ! نه چندان با لطافت و نه چندان با محبت
اما وفادارِ وفادار

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

چه قدر تلخ شده ای !!!
آنقدر که حتی وقتی صدایت را می شنوم احساس می کنم دیگر دلم برایت نمی لرزد

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

درست متر کن ! آدم ها هم قد خودشان اند ، نه هم قد تصورات تو

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

من ، تو : ما
یادت هست ؟
ولی تمام شد
حالا چی ؟ تو ، او : شما
من هم به سلامت

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

فکر می کردم تو همدردی ، اما نه ! تو هم دردی

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

خدایا
در انجماد نگاه های سرد این مردم ، دلم برای جهنمت تنگ شده است !



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:45 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

اس ام اس فاز سنگین

موضوع انشا : خوش بختیبه نام خدا
خوش بختی یعنی قلب پدر و مادرت بتپدپایان !!!
.
.
گارسون آمدپرسیدم : تلخ ترین قهوه ای که دارید چیست ؟ آهی کشید و جواب داد : زندگیپرسیدم : با چه شیرین میشود ؟ جوابی نداد … خواستم دوباره بپرسم که سرانجام با یک پوزخند جواب داد : شیرین شدنی نیست تا وقتی که ما انسان ها گناهکاریم !
.
.
سهراب سپهری در جشن تولد یک سالگی فرزندش گفت :
عزیزم ! یک بهار ، یک تابستان ، یک پاییز و یک زمستان را دیدی ! از این پس همه چیز تکراریست … . . بزرگترین درد دنیا اینه که ببینی اونی که تا دیروز درداتو میکشیده داره درد میکشه !
اون یه نفر مادره … . . یک بار ، یک بار و فقط یک بار می توان عاشق شدعاشق زن ، عاشق مرد ، عاشق اندیشه ، عاشق وطن ، عاشق خدا ، عاشق عشقیک بار و فقط یک بار … بار دوم دیگر خبری از جنس اصل نیست !
فرستنده : سما
.
.
خدا کنه هیچوقت “هست” های کسی نشه “بود” … . . هیچ زخمی خوب نمیشه ، یا جاش میمونه یا یادش … . . “زنها” تنهاییشان را گریه می کنند و “مردها” گریه هایشان را تنهایی

اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانند مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادر … . . عطر های گرون قیمت رو ول کن ، آدم باید بوی اعتماد بده … . . زندگی
چه با خلاف
چه بی خلاف
چه برخلاف
میگذرد … . . اگر بودنتون به زندگی کسی معنا میده ، زندگیش رو بی معنی نکنین … . . خدایا یا نوری بیفکن یا توریماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس می ترسد !
.
.
مادر یعنی آرامش
پدر یعنی آسایش
خدا هرگز این دوتارو از ما نگیره … . . واقعا چه فایده ؟؟؟
بالای خط فقر باشی و زیر خط فهم … . . یه غمى هست که فقط بچه هاى آخر درکش میکنن !
کم و کمتر شدن آدم هاى سر سفره

دندانم شکست برای سنگریزه ای که در غذایم بوددردم گرفت نه برای دندانم ، برای کم شدن سوی چشم مادرم !
.
.
منو رنگ نکن ، من صافکاری لازمم … . . اگه خیلی مهربان شود ورق میزند ولی اکثر اوقات آدم رو مچاله میکند روزگار … . . مرد واسه بستن بند کفشش پاشو بالا میاره ، خم نمیشه !
.
.
به من در کودکی بارها آموخته اند که همه آدم ها می‌‌میرند ولی‌ کسی‌ به من هیچگاه نیاموخت که همه آدم‌ها زندگی‌ نمی‌‌کنند و کسی‌ به من نیاموخت که هر تولدی آغاز هر زندگی‌ نیست همانطوری که هر مرگی پایان هر زندگی‌‌ نمی‌ باشد … . . یه وقتا اینقد آدم زندگیش غمناک میشه که دوس داره یکی یوهو بگه کاااااات … عالی بود عالی …خسته نباشین بچه ها …واسه امروز بسه !
.
.
همه ى قراردادها را که روى کاغذ بى جان نمى نویسند ، بعضى از عهدها را روى قلبها مینویسیمحواست به این عهدهاى غیرکاغذى باشدشکستن شان یک آدم را میشکند !

بدهکار مهربونی قلب یه زنم که از بچگی صدام کرده پسرم !
.
.
بامش که نه ، اما برفش از همه بیشتر است مرد کارتنِ خواب کنار خیابان … . . رابطه ای که توش التماس باشهساعت ۹ بزارین دم در خونه تا شهرداری ببره … . . خودم معمولا چیزی نمیکشم ولی این قلبم لامصب همیشه تیر میکشه … . . ای دل دیوانه ، بشنو این مرام زندگی ست
او که گریان کرد چشمی را نصیبش خنده نیست
.
.
سبززردقرمزوسوسه شده ام کدام سیب را بردارم !
میوه فروش پوزخندی زد و گفت : “تردیـــــد نکـــــن …” تمام سیب ها تو زردند !!!
.



+ نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1392ساعت 07:43 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

.: تعداد کل صفحات 3 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ]