تبلیغات
عاشقانه های من - مطالب خرداد 1392

عاشقانه های من

تابع قوانیین جمهوری اسلامی ایران

دوســــــــــتی

دوستی رو نمیشه تفسیر کرد

نمیشه با طلا زر کوب کرد

نمیشه با دنیا عوض کرد

نمیشه  محدوده تعیین کرد

نمیشه راحت از دست داد

نمیشه خرید و فروخت

نمیشه کوفت و متلاشی کرد

 

تنها به یک شرط ...

سنگ بنای دوستی صداقت با  شه



+ نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد 1392ساعت 10:52 ب.ظ توسط saeed yekta نظرات()

خیال

 

 

او که میرود ، برای همیشه هم می رود .و آنقدر تنها می شوی که

 

حتی نام روزها را فراموش

 

 میکنی و گذشت زمان را احساس نمی كنی ، از صدای تیك تیك

 

ساعت بیزار می شوی و با

 

آنكه

 

 

 تنگ دل تو شكست اما ماهیش آزاد نشد.

 

راستی تو كه او را خیلی دوست داری: اگه هنوز باد شمعهایت را

 

خاموش نکرده، اگه هنوز شمع

 

 

بالهایت را نسوزانده ، اگه هنوز می توانی به او هدیه ای ، شاخه

 

گلی بدهی و پس قدر لحظه

 

 لحظه ی این روزها را بدان . او را در آغوش بگیر و تا فرصت داری به

 

او بگو

 

دوستت دارم

 



+ نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد 1392ساعت 10:07 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

هم رنج

هر کسی هم رزمی, هم خشمی, هم رنجی دارد

هر کسی هم بزمی, هم دستی, هم گنجی دارد

آنکه با تو, با تو هم رزم است, می خواهد با تو پیروز شود بر دشمن

آنکه با تو هم خشم است, می خواهد با تو فریاد کند حق با ماست

آنکه با تو هم رنج است, می داند چه کسی رنج تو را می خواهد

آنکه اما نیستی هم بزمش, خون فرزند تو را می نوشد

آنکه اما نیستی هم دستش, پشت پا می زندت, تا بیفتی از پا, تا بماند

بالادست                        لطفا به ادامه مطالب


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد 1392ساعت 09:25 ب.ظ توسط فرهاد ارین (امیرنژاد) نظرات()

بت شکنی از جنس ابراهیم می خواهم

هر پیامبرے براے مردمش معجزه اے آورد

معجزه تو برای من عشق بود

بت شکنے از جنس ابراهیم مےخواهم

تا بشکند طنین لحظه هاے بی هم زبانی مان را

لبخندے ، حرفے ، نوازشے

تا فرو بریزم دیوار  فاصله هاے به هم رسیدن را



+ نوشته شده در چهارشنبه 22 خرداد 1392ساعت 07:32 ق.ظ توسط saeed yekta نظرات()

تقدیمت باد مرد مهربانم فرهادم


مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام..!

مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با یــک نــگــاه ..

یـــک لبـــــخـنـــد ..

بــه بــازی میـــــگیــــری..!

مــــــی گـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت ، شـــیطنـــت هــــایت ..

و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم ..

مــــــی گویند ســــاده ام..!

اما مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم ..،

همیـــــــــن!

و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد



+ نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد 1392ساعت 01:15 ق.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

یک برگ خاطره

دفتر خـــــاطراتم را مے گشایم ...

گوشه اے از آن ســـــوخته است !

با دقت مے نـــــگرم ؛ گوشه اے از

لـــــحظه هاے با تو بودن سوخته است

هر چه در درونـــــم کند و کاو مے کنم به یاد نمے آورم؟!

در آن گوشه چه بین ما گذشته است؟؟؟

اما تو را خوب به یاد دارم ...

این تو بودے که مے گفتے :

بگذار دســـــتانم را روے شانه هاے مردانه ات بگذارم،

قـــطره اے دل خوشے کم دارم،

پلک هایم ضربان قـــلبت را دوست دارند،

دست هاے خالیم چون برگ هاے خشک پاییز

زرد و پـــــژمرده شده اند ...

ناگهان چشمم را به گوشه اے دوختم که نوشته شده بود:

چیزے نـــــپرس ...!

گرمـــاے سبز دستانت را به آتش کشیده ام ؛

تا در دورے تو با آرامـــش به خواب بروم .


+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد 1392ساعت 08:05 ق.ظ توسط saeed yekta نظرات()

این انصاف نیست

عشق مثل رسم شاه و گداست

اما این انصاف نیست

او پادشاه قلبت باشد

و تو گدای چشمانش



+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد 1392ساعت 08:04 ق.ظ توسط saeed yekta نظرات()

من هابیلم

من هابیلمـــ ، قابیلـــ مرا کُشت

به جــــــــــرم تقدیرم ،

به جرم حســـــــادت ،

و به جـــرم زیبایے همزادشـــ ...

براے آنچه که خدایمـــ برگزید



+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد 1392ساعت 08:03 ق.ظ توسط saeed yekta نظرات()

دلیل با تو بودن ...

دوستـــ دارم ثانیه هایمـــ مـــملوء از خـــــاطرات با تو بودن شود .

عطر تنت هواے نفســـ کشیدن هایمـــ ،

و قـــــدم هایت لرزه بر اندامـــم بیـــافکنـــد ؛

حتـــے پیـــــراهنم هم بوے تـــــــو را مے دهد ...

♥♥♥♥♥

اگـــر هــــــزار دلیل براے فراموش کردنت داشتـــــه باشم ...؟!

باز هـــــم "تــــــــــو" دلیل با تو بودن مے شـــــوے ...



+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد 1392ساعت 08:00 ق.ظ توسط saeed yekta نظرات()

لبخند های دزدکی چشمانت

حالم خوب است

وقتے به شمارش ضربان هاے قلبت مے نشینم

شمارش ثانیه هاے با تو بودن

 طراوت تازگے هاے بوے تنت

و لبخندهاے دزدکے چشمانت

همگے حس آرامشے است

براے تمام لحظه هاے زندگے من



+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد 1392ساعت 07:41 ب.ظ توسط saeed yekta نظرات()

تردیدمـــ را بِکُشـــ

یِک سُکوتِ بے مَعنے

تَمامِ فَضایِ ذِهنَم را دَر بَرگِرِفته است

اے کاش تَنها دارایے ام فَقَط نِوِشتَن بود

امّا قَلَمَم خَسته شُده

از خـــواستـَـــن ها

با تو بودَن ها و نَداشتَن ها

"دوستَت دارَم" را بُگذار بَرایِ بَعد

تَردیدَم را بِکُش

فَقَط یِک جُمله بگو

از تو "بِنِویسَم یا نَه"



+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد 1392ساعت 07:31 ب.ظ توسط saeed yekta نظرات()

طاووس شب های خیالی من

عشق و دوستے

دو مفهوم جدا از هم

من و تو کاراکترهاے آن

زمانه و خاطرات

صحنه بازے ماست

براے بازے نقش در

عشق اول ، همان

طاووس شب هاے خیالے من

صدا ، دوربین ، حرکت

اما افسوس

سکانس دومے در کار نیست



+ نوشته شده در جمعه 17 خرداد 1392ساعت 07:12 ب.ظ توسط saeed yekta نظرات()

من نسیمـــــ سحـــــرم

 

گول ظاهرت را نخواهم خورد !

تو شاید هیچ فرقے نکرده باشے ولے من ...

من نسیم سحــــــــــرمـــ

زود مے گــــــــذرمــــ

مے  آیــــم ، نمے مــــانم

اما در رفتنم شکے نیست

انچه لحظه اے مرا نگه مے دارد ،

دیوار وجود توست ؛

اما دلم را به این خوش کرده ام ...

که قلب من در برخورد با خیانت ...

هیچگاه نمے شکند ...!

بازیچه  رقص دیوار مے شوم ؛

اما بے هیچ تفاوت و هیچ حسے  از کنارش رد مے شوم .

سایت عاشقانه ساکار

 



+ نوشته شده در پنجشنبه 16 خرداد 1392ساعت 09:20 ب.ظ توسط saeed yekta نظرات()

فرهاد عزیزم تولدت مبارک

وجود زیبایت وارد دنیا میشود

هدیه سالروزش این آوا میشود

عاشقی چون من بی پروا میشود

در شعر تولد غرق رویا میشود

اینگونه سالی دگر ازعمر تو آغاز میشود

تولدت مبارک



+ نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد 1392ساعت 03:28 ب.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

بوی گند تنهایی

می نویسم که دست از سرم بردارد

مالیخولیایی که از لمس آدم ها به سرم پناه آورده است

بی مهابای کسی که شک کند به سگ لرزه هایم ...

بیهوده نیست که ...

در جوهر خودکارم ادکلن ریخته ام ،

مبادا بوی گند تنهایی ام بالا بزند...


+ نوشته شده در یکشنبه 12 خرداد 1392ساعت 10:54 ق.ظ توسط عسل بانو ارین نظرات()

.: تعداد کل صفحات 2 :. [ 1 ] [ 2 ]